ویرایش
شهید محمود علیزاده
۱۳۶۱ - ۱۳۴۷
نام پدر
غلام
محل تولد
فارس، چاه شرف
سن
14 ساله
تاریخ تولد
۳ تير ۱۳۴۷
تاریخ شهادت
۲۷ آبان ۱۳۶۱
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید محمود علیزاده، فرزند غلام، در تاریخ ۳ تیر ۱۳۴۷ در روستای چاه شرف و در خانوادهای مستضعف دیده به جهان گشود. دوران شیرین کودکی را با شادی و نشاط در زادگاهش سپری کرد و پس از پایان دوره ابتدایی، به کار و فعالیت پرداخت.
او جوانی خوشاخلاق و فروتن بود و با سکوت و سکون میانهای نداشت. همواره روحیهای فعال و پرتلاش داشت و در انجام امور مختلف با جدیت و پشتکار حضور مییافت.
با آغاز حرکت توفنده انقلاب اسلامی، با عزمی راسخ و ارادهای استوار، تا پای جان به یاری انقلاب شتافت و در مسیر دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی فعالیت کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، از نخستین کسانی بود که راهی جبهههای نبرد شد. سپس به صفوف پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و عازم منطقه عملیاتی عینخوش گردید.
پس از بازگشت از جبهه، شاهد شهادت برادرش بود؛ برادری که در راه دفاع از میهن و انقلاب گوی سبقت را از او ربوده بود. با این حال، روحیه ایثار و فداکاری او همچنان استوار ماند و بار دیگر در میدان نبرد حضور یافت.
سرانجام، در حالی که به عنوان خدمه تانک با دشمن میجنگید، در منطقه عملیاتی عینخوش به شهادت رسید و روح بلندش به عرش الهی پرواز کرد.
او جوانی خوشاخلاق و فروتن بود و با سکوت و سکون میانهای نداشت. همواره روحیهای فعال و پرتلاش داشت و در انجام امور مختلف با جدیت و پشتکار حضور مییافت.
با آغاز حرکت توفنده انقلاب اسلامی، با عزمی راسخ و ارادهای استوار، تا پای جان به یاری انقلاب شتافت و در مسیر دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی فعالیت کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، از نخستین کسانی بود که راهی جبهههای نبرد شد. سپس به صفوف پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و عازم منطقه عملیاتی عینخوش گردید.
پس از بازگشت از جبهه، شاهد شهادت برادرش بود؛ برادری که در راه دفاع از میهن و انقلاب گوی سبقت را از او ربوده بود. با این حال، روحیه ایثار و فداکاری او همچنان استوار ماند و بار دیگر در میدان نبرد حضور یافت.
سرانجام، در حالی که به عنوان خدمه تانک با دشمن میجنگید، در منطقه عملیاتی عینخوش به شهادت رسید و روح بلندش به عرش الهی پرواز کرد.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياءٌ عند ربهم يرزقون
سلام به رهبر کبیر و یاری کننده مستضعفان و درود بر شهیدان گلگون کفن و رزمنده در جبهه های حق علیه باطل وصیت نامه اینجانب محمود علیزاده به برادران رزمنده و مسلمان این آب و خا ک این است کس که در راه خدا کشته می شود هزگز نمی میرد بلکه زنده و کس که به جبهه حق علیه باطل می رود از آگاهی و ایمان قوی به آنجا می رود و هیچ زوری او را به جبهه نمی فرستد بلکه خود آن فرد است و حرف خدا گوش داده و ایمان به الله را انتخاب کرده و بسوی آن پرواز می کند و زور در مورد ایمان معنی ندارد . پس من وظیفه شرعی خودم دانستم که با ایمانی که به خدا آوردم و روز قیامت داشتم پای به عرصه جهاد گذاشته ام تا در راه خدا جهاد کنم.شاید خدا یاریمان کند وتوانستیم از گناهانمان پاک شویم و به وعده خودمان عمل کرده باشیم .
پیچم و هرگزنکنم پشت به میدان گر سر برود من نروم از سر پیمان
کم کم احساس می کنم که می توانم شاهد زیبایی شهادت را تنگاتنگ در آغوش خود بفشاروم و تا ابد از خود جدا نکنم زیرا امکان شهادت ما با خدمت در بسیج است در خدمت به اسلام و مسلمین است و این شهادت بزودی نصیب من خواهد شد ولی آیا کشته شدن مرا می تواند شهادت نامید .
پدر جان اگر من شهید شدم راهم را ادامه بدهید . خدایا نا امید نیستم من در خود هیچ وقت لیاقت شهادت نمی بینم ولی آگاه بدانم که توبه پذیر هستی .
برادرانم و دوستان همراهم شهادت یک انتخاب است انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکتی است شتاب دار به سوی معشوق که نصیب هر کسی نمیشود شما باید که خود شهید شوید تا فرزندانی شهادت طلب بار آورید . بر شهید گریه جایز نیست .
سخنانم را کوتاه می کنم ای پدر و مادرم و برادرانم اگر شهید شدم هیچ ناراحت برای من نباشید و کسی هم برای من گریه نکند و من در قبرستان شمالی دفن نمائید.
اگر جسد من را آورده اند گفتند که در جبهه شهید شده ام مرا غسل ندهید من دلم می خواهد که با لباس خونیم به ملاقات پروردگارم بروم وقتی که می خواهید مرا دفن کنید باید پدر و مادرم و برادرانم بالای سرم باشند .
پدر جان هر چیز که داخل جیبم است بردارید اگر من شهید شدم مرا ببرید و معرفی کنید به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لامرد استان فارس تا مرا ببرند چاه شرف . چه بکشیم و چه نکشیم و چه کشته شویم ما پیروزیم .
ای پدر و مادر عزیزم یک مرتبه مرا دور روستا بگردانید و مرا دفن کنید.
از شما پدر و مادر عزیزم می خواهم که ناراحت من نباشید . پدر جان مزد من بردارید نصفش خودتان بردارید و نصفش به فقیران بدهید تا آخرت خدا از من راضی باشد .والسلام
محمود علیزاده
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.