شهید سید احمد حسینی

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3
<span style='color: #D05745'>شهید </span>سید احمد حسینی
ویرایش

شهید سید احمد حسینی

۱۳۶۱ - ۱۳۴۸

نام پدر
سيد عبدالله
محل تولد
فارس، خیرگو
سن 13 ساله
تاریخ تولد
۱ فروردين ۱۳۴۸
تاریخ شهادت
۱۰ آبان ۱۳۶۱
مشاهده مشخصات کامل

تصاویر

افزودن

خاطرات

هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.

ثبت خاطره جدید

فیلم‌ها

هیچ اثر رسانه‌ای برای این شهید ثبت نشده است.

افزودن اثر جدید

زندگی‌نامه

شهید سید احمد حسینی در سال ۱۳۴۸، در خانواده‌ای از سادات و از نسل پیامبر عظیم‌الشأن اسلام دیده به جهان گشود. وی در دوران کودکی تلاوت قرآن کریم را فرا گرفت و تحصیلات ابتدایی خود را با موفقیت در روستای خیرگو به پایان رساند.

سید احمد از دوستداران انقلاب اسلامی بود و با تمام وجود به ولایت فقیه عشق می‌ورزید. با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز وحشیانه رژیم بعث عراق به میهن اسلامی و شهادت فرزندان برومند انقلاب، تحول شگرفی در روحیه و شخصیت او پدید آمد.

او با حضور در گروه مقاومت بسیج و شرکت در مراسم معنوی دعا، همدلی و همراهی خود را با رزمندگان اسلام نشان می‌داد. سرانجام عزم جهاد کرد و پس از گذراندن یک دوره آموزشی، به همراه تنی چند از دوستانش عازم جبهه‌های جنوب کشور شد.

سید احمد در مدت سه ماه و نیم حضور در میدان‌های نبرد، رشادت‌ها و دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد. دوستان و همرزمانش خاطرات فراوانی از شجاعت و روحیه ایثارگرانه او نقل کرده‌اند. او در طول حضور خود در جبهه، شاهد پرپر شدن بسیاری از همرزمان و همسنگرانش بود و هر روز بیش از پیش دلتنگ پیوستن به خیل عاشقان و شهیدان می‌شد.

سرانجام در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۶۱، در منطقه تپه‌های شرهانی، به آرزوی دیرینه خود، یعنی پیوستن به معشوق، دست یافت و به فیض شهادت نائل آمد.

پیکر پاک و مطهر او پس از گذشت سال‌ها و با پایان یافتن جنگ، به زادگاهش منتقل شد و در میان بدرقه گرم و باشکوه مردم روستا و منطقه، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه

((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم بسم رب الشهداء و الصدیقین پس از عمری غریبی بی نشانی خدا می خواست در غربت نمانی از آن سرو سرافراز تو هر چن پلاکی بازگشت و استخوانی به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان وصیت نامه خود را شروع می کنم. خدا را شاکر و سپاسگذارم که بر من منت نهاد که با آمدن به جبهه ولبیک کفتن به ندای خمینی کبیر دین خویش را نسبت به انقلاب اسلامی بپردازم و همچون سرور و سالار شهیدان که مرگ را در بستر را ننک می دانند . به جبهه این بهترین جایگاه و منزل و ماوایم آمدم و با بهترین افراد روزگار آشنا شدم و فدایی اسلام گردم . مادر جان از زمانی که به یاد دارم سایه مهر و محبت تو بر سرم بود و مرا با شیره جان پروریدی و به ثمر نشاندی با همه زحمتهای پس از مرگ پدر نشستی . بر ایمان هم پدر بودی و هم مادر. امیدوارم که مرا حلال کنی می دانم که برای من خیلی امید داشتی و دوست داشتی همچون همه مادرها در شادی فرزندت شادی کنی و بر دست و پایم حنا بگذری و نقل وشیرینی بر سرم بریزی . اکنون بیا و به جای حنا بر دست و پایم نظاره گر خون فرق سرم باش . مادر جان به جای نقل و شیرینی بر سرم ، باران گلوله و تیر بارید ولی با همه اینها وصیتی دارم که در مصیبتم گریه زیاد نکنی و صورت و جامه را نخراشی . که جدم رسول خدا نهی کرده است .مادر جان همچون زینب استوار و صابر باش و برایم دعا کن . وصیت من به خواهران و برادران و اقوام و خویشان خصوصا دایی محترم آن است . که مرا حلال کنی و اگر من شهید شدم حتما مرا پهلوی شهید مشهدی عباس بخوابانید . آلان که این وصیت نامه را می نویسم عازم خط مقدم هستم و گردان ما هم خط شکن است . می رویم تا جای عباس را پر کنیم و خالی نگذاریم و راه این مجاهد جندالله را ادامه دهیم .امروز که این وصیت نامه را می نویسم 23/7/1361 . امیدوارم که هیچگونه به خودتان ناراحتی راه ندهید و به امید اینکه ما هم مثل عباس چنین سعادتی نصیبمان شود. برادرانم جای خالی مر ا برای مادرپر کنید . و به مادر احترام زیادی بگذارید و او را نرنجانید . برای حفظ انقلاب از دست توطئه شیطانهای بزرگ خصوصا آمریکای جنایتکار دعا کنید . خواهرانم وصیت من به شما آن است که در تمامی لحظات خدا را فراموش نکنید و حضرت زهرا (س) را الگوی خویش قرار دهید و بر حفظ حجاب بکوشید . در پایان وصیت من به همه همکلاسیها و دوستان آن است که حافظ رهبر و دین و ناموستان باشید و درسهایتان را خوب بخوانیدو سنگر درس و مدرسه را در همه حال مراقبت کنید. پرپرم غرق در خونم نعش تو در برابرم غرق درخونم غسل شهادت کرده ایم در لب کارون وضوی خون گرفته ایم با رخ گلگون سید احمد حسینی

کتاب‌شناسی

هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.

افزودن کتاب جدید