ویرایش
شهید عباس علیپور
۱۳۶۱ - ۱۳۳۹
نام پدر
حسين
محل تولد
فارس، خیرگو
سن
22 ساله
تاریخ تولد
۱۷ شهريور ۱۳۳۹
تاریخ شهادت
۲۱ مهر ۱۳۶۱
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید عباس علیپور در سال ۱۳۳۹ در روستایی دورافتاده از توابع شهرستان لامرد، در خانوادهای مستضعف، مؤمن و مذهبی چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی خود را در کنار خانواده و زیر سایه پرمهر پدر و مادری متعهد و دلسوز سپری کرد. دوران ابتدایی را در زادگاهش و دوران راهنمایی را در بیرم گذراند.
دلجویی از مردم محروم، همراهی با روحانیت، پیشگامی در برپایی مراسم مذهبی و اهتمام ویژه به فرایض دینی، بهویژه اقامه نماز اول وقت، از ویژگیهای بارز او بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای پاسداری از دستاوردهای ارزشمند انقلاب وارد بسیج شد و بیشتر اوقات خود را در بسیج سپری میکرد.
با حمله ارتش بعث عراق به شهرهای ایران و به خاک و خون کشیده شدن مردم بیدفاع، به فرمان حضرت امام خمینی(ره) لبیک گفت و همراه با دیگر جوانان برای دفاع از خاک میهن اسلامی عازم جبهههای نبرد شد.
او پیش از عزیمت، غسل شهادت کرد و از مردم حلالیت طلبید. در جبهه تا آخرین نفس به مبارزه با دشمن پرداخت. ظهر روز اول محرم، به دوستانش فرمود: «امروز احساس میکنم آخرین نمازم را با شما میخوانم.»
سرانجام در تاریخ ۲۱ مهرماه سال ۱۳۶۱، در جبهه کوشک، هنگامی که مشغول اقامه نماز عصر بود، بر اثر اصابت آتش خمپاره دشمن به شهادت رسید و به وصال معبود نائل آمد.
دلجویی از مردم محروم، همراهی با روحانیت، پیشگامی در برپایی مراسم مذهبی و اهتمام ویژه به فرایض دینی، بهویژه اقامه نماز اول وقت، از ویژگیهای بارز او بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای پاسداری از دستاوردهای ارزشمند انقلاب وارد بسیج شد و بیشتر اوقات خود را در بسیج سپری میکرد.
با حمله ارتش بعث عراق به شهرهای ایران و به خاک و خون کشیده شدن مردم بیدفاع، به فرمان حضرت امام خمینی(ره) لبیک گفت و همراه با دیگر جوانان برای دفاع از خاک میهن اسلامی عازم جبهههای نبرد شد.
او پیش از عزیمت، غسل شهادت کرد و از مردم حلالیت طلبید. در جبهه تا آخرین نفس به مبارزه با دشمن پرداخت. ظهر روز اول محرم، به دوستانش فرمود: «امروز احساس میکنم آخرین نمازم را با شما میخوانم.»
سرانجام در تاریخ ۲۱ مهرماه سال ۱۳۶۱، در جبهه کوشک، هنگامی که مشغول اقامه نماز عصر بود، بر اثر اصابت آتش خمپاره دشمن به شهادت رسید و به وصال معبود نائل آمد.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
بسم رب الشهداء و الصدیقین
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا با احیائ عند ربهم یرزقون
به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگوئید بلکه زنده هستند ونزد پروردگارخود روزی می گیرند .
با نام خدای بزرگ وصیت نامه ام را شروع می کنم .
سلام من به یگانه رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی و درود فرآوان من به شهیدان کربلای ایران که با خون خود درخت انقلاب را آبیاری کرده اند و درود فرآوان به شهیدان کربلای حسین که همه ما مشتاق آنیم که قبر آنان را بغل گیریم و درود فرآوان به رزمندگانی که بعد از ما می جنگند و راه خونین ما که حق وراه عدالت است و همچنین درود فرآوان به روان مادرانی که چنین فرزندانی را مهیا کردند و تقدیم به اسلام نمودند و همچنین سلام و درود فرآوان بر پدر و مادر و خواهرم و برادرانم و دوستانم و بدانید که این راهی که من انتخاب کرده ام راه پاک الله است و این راه را با شوق ومیل انتخاب کرده ام و به مقام مقدس جبهه اعزام گردیده ام و بدایند که تنها آرزوی من اعزام به جبهه بود.
توصیه من به پدر ومادرم این است که اگر من این سعادت نصیبم شد و شهید شدم برایم گریه نکنید و برای من بر سر نزنید که این راه را خودم انتخاب کرده ام وخواهشم این است که مرا در هنگام تشیع جنازه سرافراز نمایید نه اینکه مقام شهید را پایین بیاورید و اجر خود را ضایع نمایید و دیگر فرزندان را ارشاد نمائید که به جبهه بروند و به مادران دیگر نصیحت کنید تا آنان هم فرزندانشان به راه حق آشنا سازند .
مادرم : توجه کن می دانم شما آرزو داشتید که مرا داماد کنید و در حجله ام بنشینید ولی خدا نصیب شما نکرد که در حجله ام بنشینید و حال بیا و در حجله گورم بنشین که من در سنگر، اسلحه حجله نشینم بود و شادی ام شنیدن الله اکبر بود .
و همچنین خواهر : مهربانم تو هم میدانم که در دلت بسیار آرزو بود ولی تو هم آرزویت به گور رفت ولی میخواهم که ناراحت نباشی که مرگ بهتر از زندگی ننگین است.
پدرم ، مادرم ، و خواهرام حلالم کنید برادران و رفیقانم که سالهای سال با شما خاطره هایی داشتم و خصوصا دوستم فضل الله معصومی که با تو بیشتر از دیگر دوستانم رابطه داشتم تو نیز حلالم کن خواهشم این است که هنگام نماز امام را دعا کنید که تا انقلاب مهدی زنده بماند و او را تنها نگذارید . والسلام
افسوس که روح در بدن نیست مرا آن بلبل مست در چمن نیست مرا
یاران و برادران مرا یاد کنید رفتم سفری که آمدن نیست مرا
وصیتی کردم به آن هم سنگرم اگر شهید گشتم بگو با مادرم
من به راه حق گردیده ام شهید تو طلب بنما ز الله طول عمر رهبرم
عباس علیپور
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.