ویرایش
شهید خیرالله کریم پور
۱۳۶۷ - ۱۳۴۴
نام پدر
حاجی
محل تولد
فارس، روستای دهنو
سن
22 ساله
تاریخ تولد
۳ دي ۱۳۴۴
تاریخ شهادت
۲۳ خرداد ۱۳۶۷
تصاویر
هنوز هیچ سند یا یادمانی ثبت نشده است.
افزودن سند جدیدخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
سوم دي ،۱۳۴۴ در روســتاي دهنو بخش چاهورز تابعه شهرستان لامرد به دنيا آمد. پدرش حاجي، كارگری میکرد و مادرش نســا نام داشــت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. ســال ۱۳۶۴ ازدواج كرد که ثمره آن يك پســر و يــك دختر بود. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. بيست و سوم خرداد ،۱۳۶۷ با سمت معاون فرمانده فني ـ مهندسي در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
وصیتنامه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
تاریخ: عصر ۶۷/۳/۲۲ ساعت ۴:۳۳ دقیقه
وصیت نامه پاسدار رشید اسلام برادر شهید خیرالله کریم پور:
زمان،زمان حسین (ع) است؛ عارفان به دیدار معشوق می روند و همچنین حسینیان عاشقانه و مشتاقانه می تازند تا به وصل دوست روند. خدایا این باره من روسیه قبول فرما و من بدبخت از کوچکترین یار امام به حساب آور که از گناهان گذشته خود پشیمان و شرمنده ام؛ خدایا قدم هایم استوار گردان و در برابر دشمن اسلام یاریم ده تا از هیچگونه ترس و وحشت پاهایم نلرزد و مانند کوهی راسخ در برابر دشمنانت استوار باشم؛ و خدایا می دانم جز این راه، راه سعادتمند وجود ندارد و آگاهانه خود می دانید در این راه پر ارزش قدم نهادم و نه مال دنیوی و نه زینت دنیوی مرا فریب داده و من با چشمان باز و قلبی روشن این راه با سعادت که راه انبیاء و اولیاء خداست انتخاب کردم و قسم به عزت و مقام بلند پایه ات که تا آخرین قطره خونم از اسلام و قرآن حمایت می کنم و اگر صدها بار مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد دهند؛ هرگز دست از امام برحق بر نخواهم داشت چون راه حسین (ع) هم راه خداست اما چه کنم که دستم لرزان است شاید نظر لطفت شامل حالم نشود و دگر بار مرا در این زندان دنیوی نگهداری. خدایا، بارالها، شهادت در راهت نصیبم گردان؛ خدایا نجاتم بده چونکه کوله بارم دارد سنگینی می کند جز معصیت در این دنیا کاری نکردم.
پدرم و مادرم، از راه دور و گرمای جنوب خوزستان پاهایتان را بوسه میزنم و امیدوارم که از زحمات بی دریغ تان که برایم انجام داده اید و تا به اینجا مرا رسانیدید مرا حلال نمایید چون من فرزندی لایق و شایسته ای برایتان نبودم و شاید گوش به فرمان تان نبودم و ان شاء الله اگر شهادت نصیبم شد، صبور باشید و اصلا برایم گریه نکنید و ان شاء الله شاید در روز قیامت شفا خواهتان خواهم بود؛ و همسرم، از خداوند بزرگ خواهانم که مرا حلال نماید چون که من همسر خوبی برایت نبودم و همیشه تو را تنها می گذاشتم؛ و اما امانتی که نزد تو دارم امید است که از آن امانت خوب مواظبت بکنید و اصلا ناراحتش نکنید و چون که وقت کم است لحظه شماری می کنم؛ از شوق، چیزی یادم نمی آید که ذکر کنم.
برادران محترم؛ که لباس مقدس به تن کرده اید، از خداوند بزرگ سلامتی شما خواهانم از شماها می خواهم که دستورات حضرت امام(ره) از دل و جان قبول فرمایید.
برادران و خواهرانم؛ آخرین پیام که از جانب من به خدمتتان عرض می دارم: امید است که مرا حلال نمایید و مرا ببخشید و برایم گریه نکنید.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.