ویرایش
شهید عباس محمدی
۱۳۸۶ - ۱۳۶۴
نام پدر
علی نقی
محل تولد
علامرودشت
سن
22 ساله
تاریخ تولد
۱۰ مرداد ۱۳۶۴
تاریخ شهادت
۲۴ شهريور ۱۳۸۶
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید عباس در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۶۴، در خانوادهای پرجمعیت، مستضعف و کارگری دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در کانون گرم خانواده سپری کرد. در هفتسالگی برای تحصیل وارد مدرسهای در علامرودشت شد و تا پایان کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل پرداخت؛ اما به دلیل مشکلات مالی و پرجمعیت بودن خانواده، ناچار شد درس و مدرسه را رها کند و برای کمک به خانواده، همراه پدر به کارگری مشغول شود.
عباس جوانی بسیار مهربان، دلسوز و احترامگذار بود و با اطرافیان رفتاری شایسته داشت. علاقه فراوانی به اهلبیت(ع) داشت و در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، با جان و دل در خدمت عزاداران بود. نماز و روزهاش ترک نمیشد و حتی در روزهای گرم تابستان، با زبان روزه به کارگری میپرداخت. لبخند همواره بر لبانش بود و به دلیل اخلاق نیکو و رفتار شایسته، در میان خانواده و بستگان از احترام ویژهای برخوردار بود.
با نزدیک شدن زمان خدمت سربازی، با اشتیاق خود را برای انجام خدمت معرفی کرد و همراه جمعی از دوستانش به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. پس از گذراندن دوره آموزشی، برای پاسداری از مرزهای کشور به استان سیستان و بلوچستان اعزام شد و در منطقه میرجاوه، که از مناطق تردد قاچاقچیان و اشرار مسلح بود، به خدمت پرداخت.
در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۶، شهید عباس به همراه یکی از درجهداران پاسگاه، برای انجام گشتزنی با موتورسیکلت از پاسگاه خارج شدند. آنان پس از مدتی با یک خودروی مشکوک مواجه شده و به تعقیب آن پرداختند. پس از گذشت مدتی، ارتباط آنان با پاسگاه قطع شد. به دنبال این حادثه، گروهی از نیروهای پاسگاه برای یافتن آنان به منطقه اعزام شدند و پس از ساعتها جستوجو، پیکر پاک شهید عباس و همراهش در خارج از جاده اصلی کشف شد.
بدینگونه این دو سرباز امام زمان(عج)، در راه انجام وظیفه و پاسداری از مرزهای میهن اسلامی، دعوت حق را لبیک گفتند و به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
عباس جوانی بسیار مهربان، دلسوز و احترامگذار بود و با اطرافیان رفتاری شایسته داشت. علاقه فراوانی به اهلبیت(ع) داشت و در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، با جان و دل در خدمت عزاداران بود. نماز و روزهاش ترک نمیشد و حتی در روزهای گرم تابستان، با زبان روزه به کارگری میپرداخت. لبخند همواره بر لبانش بود و به دلیل اخلاق نیکو و رفتار شایسته، در میان خانواده و بستگان از احترام ویژهای برخوردار بود.
با نزدیک شدن زمان خدمت سربازی، با اشتیاق خود را برای انجام خدمت معرفی کرد و همراه جمعی از دوستانش به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. پس از گذراندن دوره آموزشی، برای پاسداری از مرزهای کشور به استان سیستان و بلوچستان اعزام شد و در منطقه میرجاوه، که از مناطق تردد قاچاقچیان و اشرار مسلح بود، به خدمت پرداخت.
در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۶، شهید عباس به همراه یکی از درجهداران پاسگاه، برای انجام گشتزنی با موتورسیکلت از پاسگاه خارج شدند. آنان پس از مدتی با یک خودروی مشکوک مواجه شده و به تعقیب آن پرداختند. پس از گذشت مدتی، ارتباط آنان با پاسگاه قطع شد. به دنبال این حادثه، گروهی از نیروهای پاسگاه برای یافتن آنان به منطقه اعزام شدند و پس از ساعتها جستوجو، پیکر پاک شهید عباس و همراهش در خارج از جاده اصلی کشف شد.
بدینگونه این دو سرباز امام زمان(عج)، در راه انجام وظیفه و پاسداری از مرزهای میهن اسلامی، دعوت حق را لبیک گفتند و به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
انا فتحنا لک فتحاً مبینا
با درود و سلام بی پایان به رهبر کبیر انقلاب و امید مستضعفان امام خمینی بارالها مرگ طوری بر ما عطا کن که خواری در آن نباشد لذا مرگ در راه اسلام برایم افتخار است که صد بار کشته بشوم و زنده گردم من از راه دور و دراز آمده ام تا اینکه در کنار همرزمان و دیگر برادرانم با کفار بعثی بجنگم و با نثار خون سرخ خویش درخت اسلام را آبیاری کنم و این ملت رنجیده را از قید و بند اسارت رهائی بخشم . برادر و خواهر مسلمان بدانید که من با شادمانی میجنگم و مبارزه میکنم تا اینکه کاخ فرعونیان زمان ویران کنم آرزو دارم که از دست آوردهای شکوهمند اسلامی پاسداری کنم و سرانجام شهید شوم تا اینکه خدمتی به اسلام کرده باشم و با همرزمانم هر لحظه پیش می تازم و با نعره الله اکبر دشمن زبون را سست و نابود نمایم و آرزو دارم که به اهداف امام خمینی جامعه عمل پوشم و بخون خویش بغلطم و ندای ما که ندای حق است بگوش جهانیان برسانیم و ابر قدرتهای شرق و غرب بدانند که ما ملتی قهرمان و دلیر هستیم که با تکیه به خدا پشت ابرقدرتهای از خدا بی خبر بزمین خواهیم زد بخصوص آمریکای پست و جنایتکار .
برادر و خواهر مسلمان من از شما تقاضا دارم که همیشه همدوش باشید تا این انقلاب پرشکوه بثمر برسانیم و سرسختانه مبارزه کنید و قدراین انقلاب را بدانید . آیا انقلابی که با خون چنین فرزندان پاک مانند گلهای باغ اسلام بهشتیهاو مطهریهاو رجائیها و دستغیبها آبیاری شده باشد چنین اسلامی آیا سزاوار نیست که ما جان خود را تقدیم او کنیم مگر خون ما از خون اینهمه جوان سرختر است آنهم در راه دین اسلام و قرآن اگر چه ما فکر کنیم و دین اسلام را درک کنیم و به آن پی ببریم که آیا ائمه ما چه هدفی داشتند که یکی پس از دیگری یا به زهر یا به شمشیر با وجودی که می دانستند جا خویش را فدای اسلام می کردند آن وقت همه چیزها برای ما روشن بود ولی توانستیم به راحتی از دستورات قرآن بهره ببریم و احکام دین مبین را پیاده کنیم و به زر و برق دنیا کمت توجه داشته باشیم .
اما شما مادرم از شما می خواهم که مرا حلال کنید که اگر لیاقت یافتم و به درجه رفیع شهادت نائل آمدم و روزی بجای من جنازۀ من بطرف شما آوردند مبادا گریه کنید و صبر و شکیبایی پیشه کنید که فردای قیامت نزد فاطمه زهرا روسفید خواهید بود .
مادر جان اگر چه زحمتهای زیادی کشیدی و نیمه های شب مرا پرورش دادی در برابر این فیض صبر کن مانند زینب که بعد از شهادت حسین و یاران دستها را بسوس آسمان بلند کرد و گفت دایا این قربانی را از آل محمد قبول فرمای و شما نیز دستهای خود را بسوی آسمان بلند کرده و بگوئید خدایا این قربانی را هم از ما قبول فرمای از برادران و خواهران تقاضا دارم از برای من هیچ گونه غم و اندوهی بخود راه ندهید . و شما ای همسر عزیزم نوید میدهم که در روز قیامت سربلند خواهید بود و با فرزندم نیکو باشید . و دوستانم شما بدانید که وظیفه شماست که تحت امر امام باشید و فرمانهای او را بجای آوریدو بنده را در صورت شهادت در قبرستان وراوی نزد گلهای پرپر شده دهستان دفن نمائید.
حکیمان این گهر را نیک گفتنند علاج دردها را صبر گفتند
(عباس محمدی )والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.