شهید مرتضی باقری

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3
<span style='color: #D05745'>شهید </span>مرتضی باقری
ویرایش

شهید مرتضی باقری

۱۳۶۷ - ۱۳۵۰

نام پدر
غلامعباس
محل تولد
فارس، کال
سن 17 ساله
تاریخ تولد
۵ فروردين ۱۳۵۰
تاریخ شهادت
۴ خرداد ۱۳۶۷
مشاهده مشخصات کامل

تصاویر

افزودن

خاطرات

هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.

ثبت خاطره جدید

فیلم‌ها

هیچ اثر رسانه‌ای برای این شهید ثبت نشده است.

افزودن اثر جدید

زندگی‌نامه

در نخستین روزهای بهار سال ۱۳۵۰، در خانواده‌ای مؤمن و فقیر، در روستای کال از توابع شهرستان لامرد استان فارس دیده به جهان گشود.

در هفت‌سالگی قدم به مدرسه گذاشت و تحصیل را آغاز کرد، اما مدتی بعد به دلیل مشکلات و تنگناهای زندگی، ناچار شد درس و مدرسه را رها کند و برای کمک به تأمین معاش خانواده، دوشادوش پدر به کار و تلاش بپردازد.

او از همان دوران نوجوانی، به انجام واجبات دینی اهتمام ویژه‌ای داشت. نماز را همواره در اول وقت و بیشتر اوقات به جماعت اقامه می‌کرد و در ماه مبارک رمضان و ایام سوگواری ماه محرم، با عشق و اخلاص در خدمت عاشقان اهل‌بیت(ع) بود و در برگزاری مراسم مذهبی مشارکت می‌کرد.

با آغاز نهضت انقلاب اسلامی و پیروزی خون بر شمشیر، روحیه انقلابی و ایمان او بیش از پیش شکوفا شد و مسیر زندگی‌اش رنگ خدمت، ایثار و دفاع از ارزش‌های اسلامی به خود گرفت.

وصیت‌نامه

13/11/64 وصیت نامه بسیجی شهید مرتضی باقری با سلام و درود به پیشگاه منجی عالم بشریت امام زمان{عج}و نائب بر حقش امام خمینی و با شلام ودرود بر کسانی که در راه خدا می جنگند و کسانیکه در راه خدا جنگیده اند وشهید شده اند.کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده نپندارید بلکه آنها زنده اند و نزد خداوند روزی می گیرند. با درود وسلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران بت شکن زمان در هم شکننده کاخ مستکبران و با درود و سلام بر شهدای راه حق و آزادی که با خون سرخ خود درخت انقلاب را آبیاری کرده اند و به پای ثمر رسانده اند و با سلام به خانواده معظم و صبور شهدا که با تربیت و شیر دادن پاک پروریدن چنین فرزندانی در دامان خود و شیر مردانی را تربیت نموده و برای دفاع از حریم مقدس اسلام در راه خدا جهاد کرده و به شهادت برسند. با سلام به شما امت همیشه در صحنه منطقه اشکنان بخصوص مردم روستای کال چند کلمه ای به عنوان وصیت متذکر می شوم.حال که این بنده حقیر وروسیاه با کوله باری از گناه که خود را لایق چبهه نمی دانستهم چون فکرمی کردم شاید بتوانم در کنار آن شیرانی که در جبهه حضور دارتد کفش رزمنده ای را ÷اک کنم که خود را در پیش خدا مسئول دانسته و حضور پیدا کردم حال که در جبهه های نور علیه ظلمت مشغول انجام وظیفه هستم از خداوند بزرگ می خواهم که ما را هدایت کند آنچنان که از لجنزار بیرون آورد و به سوی دانشگاه امام جعفر صادق(ع) به عنوان سربازی کناهکار راه داد که انشا الله بتوانم خود را بسازم که شاید بتوانم خدمنگزاری برای اسلام و جمهوری اسلامی خدمت کنم و از آنجائیکه احساس کردم گلهایی نشکفته جوانانی عزیز و سلحشور و سردارانی دلیر و دشمن شکن در جبهه های حق علیه ظلمت پرپر و به شهادت برسند.نشستن در خانه و بی تفاوت بودن به جنگ و نگاه کردن به برناه های تلوزیون را صلاح ندانستم واجبات را پیش گرفتم.راه شهیدان راهی که حسین بن علی سالار شهیدان انتخاب کرده و از دین مقدس جدش پیغمبر دفاع کرده و به شهادت رسیدند و در آن قدم نهادم.بار خدایا از تو کمک و یاری می طلبم که در عملیاتها به من قدرت و توان عنایت فرمایی که بتوانیم در مقابل دشمنان از خدا بی خبر استقامت داشته باشیم.بار خدایا وقتی به خودم فکر می کنم جز یک وسیله بیش نیستم و خود را نزد تو روسیاه عبدی ذلیل و ناتوان و گناهکار و درمانده بیش نیستم .وصیت میکنم جوانهای ایران بخصوص جوانهای روستای کال که در منزل گرم و جلسه های متعدد نسبت به خودشان و سرنوشت خودشان می گیرند یک مقدار به فکر جنگ باشید جنگی که دشمن زمون 8سال است که به کشور جمهوری اسلامی ما تجاوز کرده و جوانهای ما و زنان باردار و کودکانی که یک ساعت بیش از عمر عزیزشان نگذشته بود به موشک بستند و خانه های مسکونی ما بر سرمان خراب کردند بر ما اثر نکرد.شهیدی وصیت می کند که در روستای کال تشییع شود و ما بیدار نشدیم بنشینیم به خودمان فکر کنیم چرا ما از خواب غفلت بیدار نمی شویم چرا ما از اسلام حتی خبر نداریم که بر سر اسلام عزیز با این کارهای دشمن چه خبر خواهد آمد.به خدا قسم اگر ما جوانها هنوز بیدار نشده باشیم در روز قیامت جواب شهدا چه خواهیم داد.جوانهایی که در جبهه ها حضور پیدا کرده اید و در جبهه ها حضور دارید بر خود ببالید که سرباز امام زمان (عج) شدن سعادت نصیب همه نخواهد شد.بار خدایا از تو می خواهم که مرا جزء سربازان امام زمان سربازان اسلام قرار دهی .با خدایا از تو می خواهم که بنده گناهکارم رو سیلهم رو به درگاه تو آورده ام و از تو یاری و کمک می جویم اگر سعادن داشتم و شهید شدم مرا جزء شهدای اسلام و در کنار شهدا قرار بده . بار خدایا از تو می خواهم که این بنده حقیر و گناهکار و روسیاه نیامرزیده از دنیا نیز اگر مرگی باشد شهادت در رهت نصیبم فرما.در پایان از پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم و تمامی قوم و خویش و بستگانم می خواهم که برای من ناراحت نباشید چون بنده راهی را انتخاب کرده ام که ناراحتی و گریه ندارد.مادرم از تو می خواهم که برایمن اشک نریزید چون نمی خواهم دشمن از شهادت من و امثال من شاد بشود شما باید صبور و مقاوم باشید که دشمنان اسلام که شما را می بینند که فرزند از دست داده ای به خاطرخدا و آنچنان مقاوم هستید سخت ناراحت بشوند که دیگر جایی و زبانی برای تبلیغ که به ضرر اسلام باشد نداشته باشند خواهرانم شما باید زینب گونه پیام رسان خون ما شهیدان باشید شما باید مثل سکینه و سکینه گونه باشید.برادرانم نمی بینید.پدرم وصیت می کنم شما را که توانسته اید فرزندی را تربیت کنی و به جبهه های نور علیه ظلمت روانه کنی و خود را در انقلاب و جمهوری اسلامی و در خون شهیدان کربلای ایران سهیم گردانید مقاوم و استوار باشید.برادرانم را نصیحت کنید که راهم را ادامه دهند و اسلحه ام را بر دوش کشند و بر علیه دشمن زبون پیکار نمایند.باز اگر شهادت نصیبم شد مرا در گلزار شهدای مهر گنار قبر شهید بزرگوار احمد محمدی پور دفن کنید و مرا در پاقلات کال تشییع و بعد در خانه پدرم که اقوام وخویشان مرا ببینند و بعد مادرم و نامکزدم 10 دقیقه در کنار من باشند که می خواهم ساعت آخر مادرم را وداع آخری نماییم که از مادرم حلالیت بطلبم چون حق والدین خیلی سخت است شاید در حق پدر و مادرم کوتاهی کرده باشم می خواهم از ایشان خواهش کنم که مرا حلال نمایند. به شلمچه خروش و نینوا بود نوای چاوشان کربلا بود میان زائران معبد نور حسین فاطمه با مرتضی بود

کتاب‌شناسی

هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.

افزودن کتاب جدید