پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید عباس نکوکار

۱۳۶۵/۰۶/۰۹ - ۱۳۴۷/۰۶/۰۳

اطلاعات هویتی

نام:
عباس
نام خانوادگی:
نکوکار
نام پدر:
محمد
سن:
18 سال
وضعیت تاهل:
مجرد
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
اول راهنمایی
شغل:
سرباز

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
سبخی
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
مجنون
محل مزار:
گلزار شهدای روستای سبخی

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۰۶/۰۹
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

در روز سوم شهریور 1347 و در روستای قلعه غلام عبداله از توابع شهرستان لامرد کودکی متولد یافت که او را عباس نامیدند . او دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده سپری نمود و از همان کودکی با مکتب اسلامی آشنا گردید . نماز و روزه اش را به موقع بجا می آورد و عاشق و شیفته اهل بیت (ع) بود . از خصوصیات او اخلاق نیکو و ادب او زبانزد همه اهالی مخصوصاٌ فامیل بود . در هفت سالگی قدم به محیط مدرسه نهاد و تا کلاس اول راهنمایی ادامه تحصیل داد . در ده سالگی امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی را درک کرد و خاطراتی شیرین از آن دوران در نهانخانه ی ذهنش نقش بست .
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دوره آموزشهای عقیدتی و نظامی را در بسیج گذرانید . و برای اولین بار در تاریخ 6/2/61 بهمراه سایر جوانان محل راهی مناطق عملیاتی شد . سه ماه در میدانهای نبرد به مبارزه با دشمن پرداخت و در بازگشت از جبهه مدتی به کار و فعالیت مشغول گردید . ولی عشق و علاقه او به شهدا باعث گردید مجدداٌ به میعادگاههای عشق بشتابد و در شرایطی که هنوز به سن سربازی نرسیده بود دواطلبانه به خدمت نظام رفت و لباس مقدس سربازی را بر تن نمود .

وصیت‌نامه

((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم بسم رب الشهداء و الصدیقین درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و سلام بر شهیدان راه حق و درود بر کسانی که می گویند ما اهل کوفه نیستیم ، امام تنها بماند ، و بر علیه صدام و آمریکا می جنگند ، ای مردم بدانید که این جنگ همیشه نیست این راهی است که خداوند برای ورود به بهشت باز کرده است .هرکسی که گناه ندارد بر این راه که حسین و حسینی ها رفتند می رود . ای پدر عزیز: من را حلال کنید وبرای من ناراحت نباش چون من در راهی رفتم که حسین و حسینی ها رفتند ، بهشتی و رجایی ها رفتند و افتخار بکن که من در این راه رفته ام . مادر عزیزم : من را حلال بکن و برای من ناراحت نباش ، من یک هدیه ای هستم که تو از پیش برای فاطمه زهرا (س) فرستاده ای افتخار بکن و مثل مادر وهب باش که سر فرزندش را به سوی لشکر یزدیان پرتاب کرد و گفت چیزی که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم . برادران عزیزم : من را حلال کنید برای من گریه نکنید چون من می دانم در راهی رفتم که هم سنگرهایم از پیش رفته ام . برای این اسلام عزیز بکوشید مبادا که شیطان شما را فریب دهد. خواهران مهربان : من را حلال کنید و برای من گریه نکنید و لباس سیاه نپوشید و حجاب اسلامیتان را رعایت کنید ای برادران و خواهرانی که زحمت کشیدید و برای تشیع جنازه من آمدید من را حلال کنید و فرزندان خود را در این راه که بر روی اسلام باز است هدیه کنید . جسدم را در قبرستان سبخی به خاک بسپارید . والسلام عباس نکوکار