ویرایش
شهید احمد کاظمیان
۱۳۶۰ - ۱۳۳۶
نام پدر
عبداله
محل تولد
فارس، روستای میرملکی
سن
23 ساله
تاریخ تولد
۹ مهر ۱۳۳۶
تاریخ شهادت
۵ مهر ۱۳۶۰
تصاویر
افزودنخاطرات
افزودنفیلمها
افزودنزندگینامه
شهید احمد کاظمیان در سال ۱۳۳۶، در خانوادهای مؤمن، متدین و ولایتمدار در روستای میرملکی از توابع شهرستان مهر استان فارس دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در فضایی آکنده از ایمان و معنویت سپری کرد و تا پایان کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل ادامه داد. اما به دلیل شرایط اقتصادی خانواده، در آغاز نوجوانی برای تأمین معاش راهی کشورهای حاشیه خلیج فارس شد.
اقامت در خارج از کشور هرگز او را از باورهای دینی و ارزشهای اسلامی دور نکرد. برعکس، همواره دوستان و همکاران خود را به تقوا، دینداری و ایمان به خدا دعوت میکرد و با رفتار و کردار شایسته، الگویی از یک جوان مؤمن و متعهد بود.
در سال ۱۳۵۷ به خدمت سربازی در پایگاه هوایی شیراز اعزام شد. در روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی، هنگامی که یکی از دوستانش به دلیل فعالیتهای انقلابی توسط ضد اطلاعات ارتش دستگیر شد، با شجاعت و هوشمندی، چمدان حاوی کتابها و نشریات انقلابی او را مخفیانه از پادگان خارج کرد و از افتادن آنها به دست مأموران جلوگیری نمود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیدرنگ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چاه مبارک درآمد و در راه پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی به خدمت پرداخت. شجاعت، هوش، روحیه ایثار و ازخودگذشتگی از ویژگیهای بارز او بود. قامتی رشید، اخلاقی نیکو، تواضع و فروتنی مثالزدنی داشت و با وجود جدیت در انجام مسئولیتها، قلبی مهربان و سرشار از محبت نسبت به دیگران داشت.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از نخستین رزمندگانی بود که راهی جبهههای نبرد شد و در عملیات ثامنالائمه (ع) حضوری فعال داشت. در بامداد روز عملیات، به همرزمانش گفت: «من در این عملیات به شهادت میرسم.» این سخن، ساعاتی بعد به حقیقت پیوست.
او در جریان عملیات بر اثر جراحات وارده بر زمین افتاد. در واپسین لحظات عمر، در حالی که به سختی سخن میگفت، زمزمه کرد: «مرا تنها بگذارید؛ شهیدان رجایی و باهنر به دیدارم آمدهاند.» سپس چشمان خود را بست و با قلبی آرام و مطمئن، به لقاءالله شتافت و به خیل شهیدان اسلام پیوست.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
اقامت در خارج از کشور هرگز او را از باورهای دینی و ارزشهای اسلامی دور نکرد. برعکس، همواره دوستان و همکاران خود را به تقوا، دینداری و ایمان به خدا دعوت میکرد و با رفتار و کردار شایسته، الگویی از یک جوان مؤمن و متعهد بود.
در سال ۱۳۵۷ به خدمت سربازی در پایگاه هوایی شیراز اعزام شد. در روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی، هنگامی که یکی از دوستانش به دلیل فعالیتهای انقلابی توسط ضد اطلاعات ارتش دستگیر شد، با شجاعت و هوشمندی، چمدان حاوی کتابها و نشریات انقلابی او را مخفیانه از پادگان خارج کرد و از افتادن آنها به دست مأموران جلوگیری نمود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیدرنگ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چاه مبارک درآمد و در راه پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی به خدمت پرداخت. شجاعت، هوش، روحیه ایثار و ازخودگذشتگی از ویژگیهای بارز او بود. قامتی رشید، اخلاقی نیکو، تواضع و فروتنی مثالزدنی داشت و با وجود جدیت در انجام مسئولیتها، قلبی مهربان و سرشار از محبت نسبت به دیگران داشت.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از نخستین رزمندگانی بود که راهی جبهههای نبرد شد و در عملیات ثامنالائمه (ع) حضوری فعال داشت. در بامداد روز عملیات، به همرزمانش گفت: «من در این عملیات به شهادت میرسم.» این سخن، ساعاتی بعد به حقیقت پیوست.
او در جریان عملیات بر اثر جراحات وارده بر زمین افتاد. در واپسین لحظات عمر، در حالی که به سختی سخن میگفت، زمزمه کرد: «مرا تنها بگذارید؛ شهیدان رجایی و باهنر به دیدارم آمدهاند.» سپس چشمان خود را بست و با قلبی آرام و مطمئن، به لقاءالله شتافت و به خیل شهیدان اسلام پیوست.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
وصیتنامه
وصیتنامه شهید هنوز ثبت نشده است
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.