ویرایش
شهید موسی تراکمه
۱۳۶۰ - ۱۳۳۷
نام پدر
صفر
محل تولد
فارس، روستای خالومحمدعلی
سن
23 ساله
تاریخ تولد
۹ تير ۱۳۳۷
تاریخ شهادت
۵ مهر ۱۳۶۰
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید موسی تراکمه ای در سال ۱۳۳۷ در روستای خالومحمدعلی از توابع شهرستان لامرد استان فارس، در خانوادهای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در کنار مردم خونگرم و صمیمی زادگاهش سپری کرد و از همان سالهای نخست زندگی با آموزههای دینی، اخلاق اسلامی و ارزشهای معنوی آشنا شد.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان روستا و دوره راهنمایی را در مدرسه خِرَد لامرد گذراند، اما به دلیل فاصله زیاد محل تحصیل، مشکلات اقتصادی و دشواری رفتوآمد، ناچار شد از ادامه تحصیل باز بماند. پس از آن، برای کمک به تأمین معاش خانواده، مدتی همراه پدر به کشورهای حاشیه خلیج فارس رفت و به کار و تلاش پرداخت. پس از فراهم شدن حداقل امکانات زندگی، در ۱۸ سالگی به میهن بازگشت و ازدواج کرد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، در دوران خدمت سربازی با روحیهای انقلابی به توزیع اعلامیههای حضرت امام خمینی (ره) در میان سربازان میپرداخت. پس از صدور فرمان تاریخی امام مبنی بر ترک پادگانها، به همراه چند تن از همرزمان خود از پادگان خارج شد و به صفوف مبارزان انقلاب اسلامی پیوست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و برای مقابله با گروهکهای ضدانقلاب راهی کردستان شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز عازم جبهههای جنوب گردید و در نبرد با دشمن بعثی مجروح شد و برای درمان به شیراز انتقال یافت.
با وجود آنکه هنوز زخمهای ناشی از گلوله و ترکش بهبود نیافته بود، عشق به دفاع از اسلام و میهن او را بار دیگر روانه میدان نبرد کرد. در شهریورماه سال ۱۳۶۰ به منطقه آبادان اعزام شد و در عملیات ثامنالائمه (ع) حضوری فعال و مؤثر داشت.
سرانجام این رزمنده ایثارگر در پنجم مهرماه ۱۳۶۰، در جریان عملیات ثامنالائمه (ع)، پس از نبردی شجاعانه با نیروهای بعثی، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به جمع یاران شهیدش پیوست.
از این شهید والامقام سه دختر به یادگار مانده است.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان روستا و دوره راهنمایی را در مدرسه خِرَد لامرد گذراند، اما به دلیل فاصله زیاد محل تحصیل، مشکلات اقتصادی و دشواری رفتوآمد، ناچار شد از ادامه تحصیل باز بماند. پس از آن، برای کمک به تأمین معاش خانواده، مدتی همراه پدر به کشورهای حاشیه خلیج فارس رفت و به کار و تلاش پرداخت. پس از فراهم شدن حداقل امکانات زندگی، در ۱۸ سالگی به میهن بازگشت و ازدواج کرد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، در دوران خدمت سربازی با روحیهای انقلابی به توزیع اعلامیههای حضرت امام خمینی (ره) در میان سربازان میپرداخت. پس از صدور فرمان تاریخی امام مبنی بر ترک پادگانها، به همراه چند تن از همرزمان خود از پادگان خارج شد و به صفوف مبارزان انقلاب اسلامی پیوست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و برای مقابله با گروهکهای ضدانقلاب راهی کردستان شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز عازم جبهههای جنوب گردید و در نبرد با دشمن بعثی مجروح شد و برای درمان به شیراز انتقال یافت.
با وجود آنکه هنوز زخمهای ناشی از گلوله و ترکش بهبود نیافته بود، عشق به دفاع از اسلام و میهن او را بار دیگر روانه میدان نبرد کرد. در شهریورماه سال ۱۳۶۰ به منطقه آبادان اعزام شد و در عملیات ثامنالائمه (ع) حضوری فعال و مؤثر داشت.
سرانجام این رزمنده ایثارگر در پنجم مهرماه ۱۳۶۰، در جریان عملیات ثامنالائمه (ع)، پس از نبردی شجاعانه با نیروهای بعثی، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به جمع یاران شهیدش پیوست.
از این شهید والامقام سه دختر به یادگار مانده است.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
وصیتنامه
وصیت نامه پاسدار شهید موسی تراکمه ای به نام خدا و به یاد شهیدان گلگون کفن کربلا، وصیت نامه ام را شروع می کنم . مادر مهربان و پدر عزیز و برادر و خواهرانم و تمام خویشان و تمام دوستانم ، آخرین بار با شما صحبت می کنم . عذر می خواهم ولی خداوند هیچ عذری را نمی پذیردو از شما خداحافظی می کنم . با تمام شماها که نام بردم وصیت می کنم که : من همان روزی که این لباس مقدس را انتخاب کردم هر روز و هر ساعت آمادهی کشته شدن بودم و از شما خواهش می کنم هر وقت خبر مرگ من گیرتان آمد ناراحت نباشید جون بر هر فرد مسلمان واجب است که راه امام حسین (ع) را ادامه دهد و حالا هم که شما زنده هستید باید این راه را ادامه بدهید و سید الشهدا مذهب را بیمه کرد وما هم باید جان خودمان را در راه اسلام بیمه بکنیم . ای مادر مهربان هر وقت خبر مرگ من گیرت آمد هیچ گونه ناراحت نباشید و با لب خندان و با روحیه ی عالی به مردم بگئید این فرزند امانت پهلوی من بوده است این فرزند را خدا به من داده است و حالا هم به خدا پس داده ام . مادر مهربان ، شما در پیش فاطمه زهرا(س) رو سفید هستید چون که شما مادر یک شهید هستی و از شما می خواهم اگر بتوانید شب های پنجشنبه برای من فاتحه بخوانید و شب های جمعه دعای کمیل بخوانید چون که من خودم خیلی علاقه به دعای کمیل دارم و فرزندانم را با اخلاق اسلامی بزرگ بنمائید و بعداً که بزرگ شدند به آن ها بگوئید که پدرت در این راه مقدس کشته شده است و شما هم همین راه را انتخاب کنید . وصیت دیگر من این است که مراببرند محل خودم دفن بکنند بفرستند لامرد و در شاه حسن مرا دفن کنند و اگر در جبهه شهید شدم با لباس مرابه خاک بسپارید و اگر در بیمارستان شهید شدم ، لباسهایم را بیرون بیاورید ودر قبر پهلوی من بگذارید و به تمام فامیل هایم و تمام دوستانم بگوئید ساعتی که خبر مرگ من گیرتان آمد هیچ گونه نگران نباشید و برای من قرآن بخوانید . چند پیام دارم برای مردم همیشه بیدار و قهرمان : 1ـ ای مردم قهرمان ، گوش به فرمان امام باشید و مثل مردمان کوفه امام را تنها نگذارید و همیشه بیدار باشید و با این منافقان وطن فروش مبارزه کنید . 2ـ ای ملت عزیز ، خدا را فراموش نکنید و تمام کارهائی که می کنید در رابطه با الله باشدو فرزندانخودتان را با اخلاق اسلامی بزرگ بکنید . 3ـ با همدیگر کینه در دل نداشته باشید و دلهایتان با همدیگر صاف باشد . همیشه مثل خواهر و برادر باهم زندگی کنید . کاری نککنید که دشمنان خارجی مثل آمریکا و غیره در شما رخنه کنند. به تمام برادران و خواهرانی که مرا می شناسند بگروید برای من فاتحه بخوانند و شب های پنجشنبه من چشم انتظار شما هستم . برادر عزیز بعد از این که من کشته شدم هر کس که آمد پهلوی شما و گفت طلبکار موسی تراکمه ای هستم شما به ایشان هر چقدر گفت بدهید . برادر و خواهرانم از کشته شدن من هیچ گونه ناراحت نباشید چون که من تنها نیستم بلکه من آخرین نفرهستم . برادر عزیز ، پولی که از من طلب داری ، می توانید بعد از مرگ من از خانه ام و تمام چیزهائی که مربوط به من است بفروشید و هر چه که خودت طلب از من داری ، بردار و هر کسی دیگر هم که طلب از من دارد به او بدهید و بقیه حقوق ماهیانه ی مرا بگیر و در راه مردم مستضعف و در روستاها خرج بنمائید و در کارهای خیر خرج بنمائید .برادر و خواهرانم شما فکر نکنید که من کشته شده ام ، من زنده هستم . خداوند در قرآن فرموده : و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون /کسی که در راه خدا کشته شود زنده است و پیش خدا روزی می گیرد / وصیت دیگر با همسر خودم دارم ، همسر مهربان مارا ببخشید اگر ناراحتی از من دیده باشی ما را حلال بکنید شما را به خدا قسم می دهم بچه هایم را با اخلاق اسلامی بزرگ بنمائید و برای من گریه نکنید چون من راه امام حسین (ع) را ادامه داده ام و همسر مهربان من که رفته ام کار حسینی کرده ام و شما که زنده هستید ، کاری زینبی بکنید و شب های جمعه برای من دعای کمیل و فاتحه بخوانید و هر کاری که می خواهید بکنید همیشه خدا را در نظر بگیرید و بعداً کار را انجام بدهید . با امید پیروزی نهایی و به سلامتی امام امت ، وصیت نامه راتمام می کنم . پروردگارا ، تا گناهان ما را نبخشی ما (را از دنیا مبر)
بسم رب الشهدا " در مسلخ عشق جز نکو را نکشند " ....... وبرادرمان ، موسی تراکمه ای نیز به جمع شهدای گاگون کفن میهن اسلامی و مملکت رسل الله پیوست . او با شهادت افتخار آفرین درخت اسلام را آبیاری نمود و به دیدار معبود خویش رفت. برادر شهید موسی تراکمه ای ، عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شیراز در جبهه آبادان به شهادت رسید و در تاریخ 15 مهر ماه 60 بنا به وصیت خود ش در کنار همرزم با وفایش برادر شهید جعفر زمانی به خاک سپرده شد . یادشان جاوید و راهشان پر رهرو باد
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.