ویرایش
شهید عبدالرحیم رفیعی
۱۳۶۷ - ۱۳۴۷
نام پدر
حسين
محل تولد
فارس، چاه ورز
سن
20 ساله
تاریخ تولد
۲ خرداد ۱۳۴۷
تاریخ شهادت
۴ خرداد ۱۳۶۷
تصاویر
افزودنخاطرات
افزودنفیلمها
افزودنزندگینامه
شهید والامقام در دوم خردادماه ۱۳۴۷، در روستای چاهورز از توابع شهرستان لامرد، در خانوادهای روحانی، مؤمن و اهل تقوا دیده به جهان گشود. در دامان خانوادهای سرشار از ایمان و معنویت پرورش یافت و از همان سالهای کودکی با آموزههای دینی و معارف اسلامی مأنوس شد. در پنجسالگی، خواندن قرآن کریم را فرا گرفت و انس با کلام وحی، از همان آغاز، مسیر زندگی او را با نور ایمان و معنویت پیوند زد.
تحصیلات دوره ابتدایی را در زادگاه خود و دوره راهنمایی را در بیرم با موفقیت به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل، راهی دبیرستان شهید صمد صالحی شیراز شد. او نوجوانی مؤمن، خوشاخلاق و پایبند به ارزشهای اسلامی بود و همواره در میان دوستان و همکلاسان به دینداری، صداقت و اخلاق نیکو شناخته میشد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، در کنار مردم انقلابی در راهپیماییها و فعالیتهای انقلابی حضور یافت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از اعضای فعال تشکلهای دانشآموزی، در پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی نقشآفرینی کرد. عشق و ارادت عمیق او به حضرت امام خمینی (ره) و پیروی از رهنمودهای آن رهبر الهی، از برجستهترین ویژگیهای شخصیتیاش بود.
با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، درس و مدرسه را رها کرد و به زادگاه خود بازگشت تا در کنار دیگر جوانان غیور منطقه، آماده دفاع از اسلام و میهن شود. پس از گذراندن آموزشهای نظامی، عازم جبهههای نبرد شد و نخست به مدت دو ماه در گردان زرهی حضرت ابوالفضل (ع) به خدمت پرداخت. پس از آن نیز در سه نوبت دیگر، با روحیهای سرشار از ایثار و شجاعت، راهی جبهههای حق علیه باطل شد.
او همزمان با حضور در جبهه، در مجتمع آموزشی رزمندگان لارستان نیز به تحصیل ادامه میداد؛ اما هنگامی که جبههها بیش از هر زمان دیگری به حضور رزمندگان نیاز داشت، در خردادماه سال ۱۳۶۷، تحصیل در مقطع متوسطه را نیمهتمام گذاشت و همراه رزمندگان دلاور لشکر ۱۹ فجر بار دیگر رهسپار جبهههای جنوب شد.
سرانجام، در چهارم خردادماه ۱۳۶۷، در منطقه عملیاتی جنوب و در جریان پاتک سنگین دشمن در شلمچه، با وجود آنکه مجروح شده بود، از میدان نبرد عقبنشینی نکرد و با شجاعتی مثالزدنی به مقابله با دشمن و شکار تانکهای بعثی ادامه داد. دقایقی بعد، در میان حلقه محاصره نیروهای دشمن، مردانه جنگید و سرانجام در میان غبار، دود و آتش، به دیدار معبود شتافت و جاودانه شد.
او با ایثار و استقامت، جلوهای ماندگار از ایمان، شجاعت و وفاداری به اسلام و میهن را به نمایش گذاشت و نام پرافتخارش برای همیشه در دفتر زرین شهیدان انقلاب اسلامی ثبت شد.
تحصیلات دوره ابتدایی را در زادگاه خود و دوره راهنمایی را در بیرم با موفقیت به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل، راهی دبیرستان شهید صمد صالحی شیراز شد. او نوجوانی مؤمن، خوشاخلاق و پایبند به ارزشهای اسلامی بود و همواره در میان دوستان و همکلاسان به دینداری، صداقت و اخلاق نیکو شناخته میشد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، در کنار مردم انقلابی در راهپیماییها و فعالیتهای انقلابی حضور یافت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از اعضای فعال تشکلهای دانشآموزی، در پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی نقشآفرینی کرد. عشق و ارادت عمیق او به حضرت امام خمینی (ره) و پیروی از رهنمودهای آن رهبر الهی، از برجستهترین ویژگیهای شخصیتیاش بود.
با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، درس و مدرسه را رها کرد و به زادگاه خود بازگشت تا در کنار دیگر جوانان غیور منطقه، آماده دفاع از اسلام و میهن شود. پس از گذراندن آموزشهای نظامی، عازم جبهههای نبرد شد و نخست به مدت دو ماه در گردان زرهی حضرت ابوالفضل (ع) به خدمت پرداخت. پس از آن نیز در سه نوبت دیگر، با روحیهای سرشار از ایثار و شجاعت، راهی جبهههای حق علیه باطل شد.
او همزمان با حضور در جبهه، در مجتمع آموزشی رزمندگان لارستان نیز به تحصیل ادامه میداد؛ اما هنگامی که جبههها بیش از هر زمان دیگری به حضور رزمندگان نیاز داشت، در خردادماه سال ۱۳۶۷، تحصیل در مقطع متوسطه را نیمهتمام گذاشت و همراه رزمندگان دلاور لشکر ۱۹ فجر بار دیگر رهسپار جبهههای جنوب شد.
سرانجام، در چهارم خردادماه ۱۳۶۷، در منطقه عملیاتی جنوب و در جریان پاتک سنگین دشمن در شلمچه، با وجود آنکه مجروح شده بود، از میدان نبرد عقبنشینی نکرد و با شجاعتی مثالزدنی به مقابله با دشمن و شکار تانکهای بعثی ادامه داد. دقایقی بعد، در میان حلقه محاصره نیروهای دشمن، مردانه جنگید و سرانجام در میان غبار، دود و آتش، به دیدار معبود شتافت و جاودانه شد.
او با ایثار و استقامت، جلوهای ماندگار از ایمان، شجاعت و وفاداری به اسلام و میهن را به نمایش گذاشت و نام پرافتخارش برای همیشه در دفتر زرین شهیدان انقلاب اسلامی ثبت شد.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربهم يرزقون
با سلام به امام روح الله این پیر بت شکن . و سلام به همه شهیدان اسلام از صدر تا شهدای کربلای ایران .
اکنون که راهی جبهه های حق علیه باطل هستم خرسندم از اینکه ندای امام روح الله را لبیک گفته ام . خداوندا در این دنیا که نتوانستم آنطور که می خواستی زندگی کنم پس مرگم را آنچنان قرار ده که لااقل پاک کننده گناهانم باشد.
بنده با آگاهی کاملی که شهادت دارم برای دفاع از اسلام و حیثیت انقلاب اسلامی به فرمان رهبر بزرگم رهبر همه مسلمانان جهان و مرجع عالیمقام حضرت امام خمینی به جبهه حق علیه باطل شتافتم و امید است که خون ما نهال نوپای انقلاب اسلامی را بارورتر کند . و شهادت ما موجب آگاهی در رشد فکری جامعه جهانی اسلام گردد.
از شما ملت قهرمان و امت مسلمان می خواهم که پشتیبان روحانیت مبارز و متعهد به اسلام باشید.
ملت ایران امروز به جبهه ها بشتابید و نگذارید جبهه ها خالی شوند . از همه مردم روستا و اقوام می خواهم من را حلال کنند .
پدر و مادرم برای من گریه نکنید و سیاه نپوشید . زیرا دشمنان اسلام از این موقعیت ها سو استفاده میکنند . نگذارید دشمنان شاد شوند .
خواهرانم حجابتان را که رنگین تر از خون من است حفظ کنید . برادرانم نگذارید اسلحه من و هر شهیدی دیگر بر زمین افتاده باشد . پاسدار خون شهیدان و دستاورد انقلاب باشید .
همه شما را به خدا می سپارم . امام را تنها نگذارید. والسلام
عبدالرحیم رفیعی
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.