ویرایش
شهید محمود صفر پور
۱۳۶۱ - ۱۳۳۹
نام پدر
محمد
محل تولد
فارس، لامرد
سن
21 ساله
تاریخ تولد
۱ بهمن ۱۳۳۹
تاریخ شهادت
۲ فروردين ۱۳۶۱
تصاویر
افزودنخاطرات
افزودنفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید محمود صفرپور، بسیجی دلاور، در سال ۱۳۴۳ در محله قطبآبادین شهرستان لامرد، در خانوادهای متدین و پایبند به ارزشهای اسلامی دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در فضایی سرشار از ایمان، اخلاق و معنویت سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در دبستان قطبآبادین و دوره راهنمایی را در مدرسه خِرَد لامرد به پایان رساند. سپس وارد دبیرستان شهید بهشتی لامرد شد و تا سال سوم متوسطه به تحصیل ادامه داد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، با شور و اشتیاق به صفوف مبارزان انقلاب پیوست و در برگزاری مجالس مذهبی، راهپیماییها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی حضوری فعال داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با روحیهای سرشار از ایمان و احساس مسئولیت، در تشکیل نهادهای انقلابی و ترویج فرهنگ اسلامی نقشآفرینی کرد.
با تشکیل شوراهای اسلامی، به عضویت شورای محل درآمد و پس از آن مسئولیت پایگاه مقاومت مسجد امام جعفر صادق (ع) قطبآبادین را بر عهده گرفت. همچنین برای راهاندازی کتابخانه پایگاه و ساماندهی فعالیتهای فرهنگی و تربیتی جوانان، تلاش فراوانی از خود نشان داد. او جوانی پرتلاش، خوشاخلاق، بااراده و همواره خندان بود و در میان مردم به نیکنامی شناخته میشد.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دفاع از میهن اسلامی را وظیفهای الهی دانست و در اسفندماه سال ۱۳۶۰ همراه گروهی از دوستان خود راهی جبهههای جنوب شد. در نخستین روز فروردینماه سال ۱۳۶۱ در عملیات بزرگ فتحالمبین، که در مناطق غرب دزفول و شوش انجام شد، حضور یافت و پس از خلق حماسهای ماندگار، در دوم فروردین ۱۳۶۱ در سرزمین شوش به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
نام این بسیجی مخلص و پرتلاش، به عنوان یکی از شهدای سرافراز دفاع مقدس، در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی جاودانه شد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی، با شور و اشتیاق به صفوف مبارزان انقلاب پیوست و در برگزاری مجالس مذهبی، راهپیماییها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی حضوری فعال داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با روحیهای سرشار از ایمان و احساس مسئولیت، در تشکیل نهادهای انقلابی و ترویج فرهنگ اسلامی نقشآفرینی کرد.
با تشکیل شوراهای اسلامی، به عضویت شورای محل درآمد و پس از آن مسئولیت پایگاه مقاومت مسجد امام جعفر صادق (ع) قطبآبادین را بر عهده گرفت. همچنین برای راهاندازی کتابخانه پایگاه و ساماندهی فعالیتهای فرهنگی و تربیتی جوانان، تلاش فراوانی از خود نشان داد. او جوانی پرتلاش، خوشاخلاق، بااراده و همواره خندان بود و در میان مردم به نیکنامی شناخته میشد.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دفاع از میهن اسلامی را وظیفهای الهی دانست و در اسفندماه سال ۱۳۶۰ همراه گروهی از دوستان خود راهی جبهههای جنوب شد. در نخستین روز فروردینماه سال ۱۳۶۱ در عملیات بزرگ فتحالمبین، که در مناطق غرب دزفول و شوش انجام شد، حضور یافت و پس از خلق حماسهای ماندگار، در دوم فروردین ۱۳۶۱ در سرزمین شوش به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
نام این بسیجی مخلص و پرتلاش، به عنوان یکی از شهدای سرافراز دفاع مقدس، در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی جاودانه شد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
وصیتنامه
وصيتنامه دانش آموز شهيد محمود صفرپور
فرزند :محمد محل تولد :قطب الدين
تاريخ تولد1343/11/1: محل شهادت :شوش
تاريخ شهادت 1361/11/2:
بســـم رب الشــــهداء و الصـديقین
»وًَ قَات لُوا ف ی سَبیل اهلل الَّذينَ يُ قات لُ ونَکُم وَ ال تَعَتدُوا ا نَّ اهللَ ال يُ ح بُّ المُعتَ د ينَ«
1
به مردم مسلمان و همیشه در صحنه می گويم که امام اين رهبر که امید ما و مستضعفان جهان است را مانند مردم
کوفه که حسین )ع( را تنها گذاشتند، امام را تنها نگذاريد که اين پیرمرد بود که اسالم را زنده کرد.
خداوندا! در موقعيتی قرار گرفته ام که این جبهه از مدرسه واجب تر است. خداوندا! مرا در ياری نمودن
به اسالم عزيز، کمک کن تا دَين خويش را ادا نمايم. خداوندا! تو می دانی که ضعیف تر از آنم که بتوانم خدمتی به
اسالم بنمايم. لیکن جسمی ناتوان در اختیار دارم که البته در اختیار توست. ای کسانی که مرا می شناسید! اگر من لیاقت
شهادت نصیبم شد، برای من شب های جمعه دعای کمیل و شب های چهار شنبه دعای توسُّل بخوانید. واقعا اين
دعاها بود که اسالم و انقالب را پیروز کرد.
ای پدر و ای مادر! می دانم اگر شربت شهادت نصیب من کرد، برای شما خیلی سخت است. ولی مادر! بدان که اسالم
به ما احتیاج دارد. و بدان که اگر من مسلمان و تو مادر مسلمان برای اسالم خدمت نکنیم، چه کسی می خواهد برای
اسالم خدمت کند. و اگر من شهید شدم برای من گريه نکن زيرا از گريه تو دشمن اسالم و قرآن و انقالب و امام
خمینی خوشحال می شوند.
و از تو می خواهم جسدم ]را[که می بینی، دست به طرف اهلل بلند کن و بگو اين هديه ناقابل و ناچیز من بپذير. مادر!
برای من ناراحتی به خود راه ندهید. زيرا ما يک امانتی بیش، پیش شما نیستیم. و قرآن فرموده »انا هلل و انا الیه
راجعون« ما همه از توايم و به سوی تو باز خواهیم گشت و هر کس مرا آفريد آنهم از تو خواهد گرفت.
اآلن که وصیت نامه ام می نويسم، دردل سنگر )کارون( نشسته ام و معجزه ها را با چشم می بینم.
خدايا! خدايا! تو را به جان مهدی تا انقالب مهدی خمینی را نگه دار
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.