ویرایش
شهید محمد هاشم پور
۱۳۶۵ - ۱۳۴۱
نام پدر
اسماعيل
محل تولد
شیخ عامر
سن
24 ساله
تاریخ تولد
۲ مرداد ۱۳۴۱
تاریخ شهادت
۷ بهمن ۱۳۶۵
تصاویر
هنوز هیچ سند یا یادمانی ثبت نشده است.
افزودن سند جدیدخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
شهید والامقام در روستای شیخ عامر، از توابع شهرستان لامرد، در خانوادهای مؤمن، متدین و دوستدار اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) دیده به جهان گشود. دوران شیرین کودکی را در فضایی سرشار از ایمان، صفا و محبت خانوادگی سپری کرد و پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی، برای کمک به تأمین معاش خانواده، راهی کشورهای حوزه خلیج فارس شد و با تلاش و سختکوشی، روزگار جوانی خود را در عرصه کار و خدمت گذراند.
محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت (ع) در ژرفای وجودش ریشه داشت و عشق به اهلبیت، چراغ هدایت زندگی او بود. همین ایمان و دلبستگی صادقانه، شخصیت معنوی و روحیه ایثار و فداکاری او را شکل داد.
با آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی ایران، آرام و قرار از او گرفته شد. دفاع از اسلام، انقلاب و میهن را تکلیفی الهی دانست و با پیوستن به گروه مقاومت روستای شیخ عامر، آمادگی خود را برای حضور در میدان دفاع مقدس اعلام کرد. اندکی بعد، داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و در لشکر پرافتخار ۳۳ المهدی (عج)، دوشادوش دیگر رزمندگان اسلام، در جبهههای نبرد به دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی پرداخت.
آخرین مرخصی او، رنگ و بوی وداع داشت. با چهرهای آرام و دلی سرشار از یقین، از خویشاوندان، دوستان و آشنایان طلب حلالیت کرد و هنگام خداحافظی با یاران، با اطمینانی شگفتانگیز گفت: «این آخرین سفر من است.» در گفتوگویی صمیمانه با مادر، از حقیقت مرگ و حیات چنین سخن گفت: «روزی مرگ به سراغ همه انسانها میآید؛ چه بهتر که انسان خود به استقبال آن برود و جانش را در راه خدا تقدیم کند.» این سخنان، گواه روح بلند و یقین عارفانه او به وعده الهی بود.
در شب عملیات غرورآفرین کربلای ۵، آخرین نماز مغرب و عشای خود را با خضوع و خشوع اقامه کرد و زمزمههای عاشقانه نیایشش، نوید پروازی آسمانی را در دل داشت. سرانجام، در سحرگاه عملیات، هنگامی که مردانه در برابر دشمن بعثی میجنگید، سینه ستبرش آماج گلولههای دشمن قرار گرفت و با نثار جان خویش، دریچهای به سوی جاودانگی گشود و به کاروان سرخ شهیدان پیوست.
او نمونهای از ایمان، اخلاص، شجاعت و وفاداری به اسلام و میهن بود و یاد و نامش، همواره در حافظه مردم این سرزمین و در فرهنگ پرافتخار ایثار و شهادت جاودانه خواهد ماند.
زادش پاک، زیستش پاک و عروجش، سرآغاز حیاتی جاودانه بود.
فرزند: اسماعیل
محل تولد: شیخ عامر
تاریخ تولد:2/5/1345
محل شهادت:شلمچه
تاریخ شهادت: 7/11/1365
محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت (ع) در ژرفای وجودش ریشه داشت و عشق به اهلبیت، چراغ هدایت زندگی او بود. همین ایمان و دلبستگی صادقانه، شخصیت معنوی و روحیه ایثار و فداکاری او را شکل داد.
با آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی ایران، آرام و قرار از او گرفته شد. دفاع از اسلام، انقلاب و میهن را تکلیفی الهی دانست و با پیوستن به گروه مقاومت روستای شیخ عامر، آمادگی خود را برای حضور در میدان دفاع مقدس اعلام کرد. اندکی بعد، داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و در لشکر پرافتخار ۳۳ المهدی (عج)، دوشادوش دیگر رزمندگان اسلام، در جبهههای نبرد به دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی پرداخت.
آخرین مرخصی او، رنگ و بوی وداع داشت. با چهرهای آرام و دلی سرشار از یقین، از خویشاوندان، دوستان و آشنایان طلب حلالیت کرد و هنگام خداحافظی با یاران، با اطمینانی شگفتانگیز گفت: «این آخرین سفر من است.» در گفتوگویی صمیمانه با مادر، از حقیقت مرگ و حیات چنین سخن گفت: «روزی مرگ به سراغ همه انسانها میآید؛ چه بهتر که انسان خود به استقبال آن برود و جانش را در راه خدا تقدیم کند.» این سخنان، گواه روح بلند و یقین عارفانه او به وعده الهی بود.
در شب عملیات غرورآفرین کربلای ۵، آخرین نماز مغرب و عشای خود را با خضوع و خشوع اقامه کرد و زمزمههای عاشقانه نیایشش، نوید پروازی آسمانی را در دل داشت. سرانجام، در سحرگاه عملیات، هنگامی که مردانه در برابر دشمن بعثی میجنگید، سینه ستبرش آماج گلولههای دشمن قرار گرفت و با نثار جان خویش، دریچهای به سوی جاودانگی گشود و به کاروان سرخ شهیدان پیوست.
او نمونهای از ایمان، اخلاص، شجاعت و وفاداری به اسلام و میهن بود و یاد و نامش، همواره در حافظه مردم این سرزمین و در فرهنگ پرافتخار ایثار و شهادت جاودانه خواهد ماند.
زادش پاک، زیستش پاک و عروجش، سرآغاز حیاتی جاودانه بود.
فرزند: اسماعیل
محل تولد: شیخ عامر
تاریخ تولد:2/5/1345
محل شهادت:شلمچه
تاریخ شهادت: 7/11/1365
وصیتنامه
وصیت نامه برادر شهید محمد هاشم پور
بســـــــــم رب الشــــــهدا والصـــــــدیقین
با سلام گرم و صمیمانه به رهبر بزرگ انقلاب اسلامی امام خمینی و سلام به تمامی شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و خدمت گذاران راستین انقلاب و پدر و مادر عزیزم که زحمات زیادی برای من کشیده اند وصیت نامه ام آغاز می کنم و من یقاتل فی سبیل الله یقتل او یغلب فسوف نوتیه اجراً عظیماً. شهادت تزریق خون است بر پیکر اجتماع ما سربازان اسلام هستیم و باید از میهن و اسلام عزیز دفاع کنیم و اگر لیاقت داشته باشیم شهید می شویم پدر جان من به برکت تربیت شما راهم را زود شناختم و در آن گام نهادم ما راه امام حسین (ع) را ادامه می دهیم و تا آخرین قطره خونمان در برابر کفار ایستادگی خواهیم کرد مادر و خواهرانم عزیزم راه رینب (س) را ادامه دهید و هرگز به انقلاب پشت نکید پدر و مادر عزیز وقتی خبر شهادتم به شما می دهند ناراحت نشوید و شکر خدا را بجای آورید و از او بخواهید که مرا با شهدای راهش محشور کند اگر تندی به شما کردم مرا حلال کنید که میدانم به خطا رفته ام برادرانم شما نیز اگر از من بدی دیده اید حلال کنید که می دانم اشتباه کرده ام و از تمام خویشان و اقوام برایم حلالیت بطلبید تا نزد خدا روسیاه نباشم و اگر جنازه ام را آوردند در ده خودمان شیخ عامر دفن کنید پیام من به ملت ایران این است که راه شهداء را ادامه داده و از امام امت اطاعت کنند و در پایان از پدرم و مادرم و برادرانم و خواهرانم می خواهم که صبر و تحمل داشته باشید و زیاد خودتان را ناراحت نکید که خداوند هم خوشش نیاید من امانتی بیش نزد شما نبودم . وحال هم به سوی خدای خویش باز گشتم و باز هم از شما می خواهم که مرا حلال کنید هر چند که برایتان بد بودم و موجب اذیت و آذار شماها بودم ولی شماها بخوبی خودتان مرا ببخشید و از دوستانم و هم محلی هایم می خواهم اگر از من ناراحتی دیده اید و یک وقت به کسی اذیت و آذاری رسانده ام به خوبی خودتان این گنه کار حلال کنید و از هم محلی هایم می خواهم برای رضای خدا و پیغمبر و ائمه دست از اختلاف ها و این کینه و قدرتها بردارید و فریب شیطان نخورید این برادر کشی ها بگذارید کنار همه یک واحد باشید و همه با هم برادر باشید و در کنار هم مثل یک برادر با هم برخورد کنید که این دنیا محل گذر است بعداً پشیمانی دیگر فایده ندارد . به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی و با دعا برای طول عمر امام عزیز با شما خداحافظی می کنم همه به سلامت .
خدایا، خایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهد ار .
منتظری نستوه برای نصر اسلام محافظت بفرما .
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند عیـــال خانمان را چه کنــــــــد
دیوانه کنـــی هر دو جهانــــش بــخشی دیوانـــــه تـو هر دو جــــهان را چه کـــــند
والسلام و علیکم و رحمه ا........و برکاته
محمد هاشم پور فرزند اسماعیل هاشم پور 30/10/1365
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.