ویرایش
شهید محمود قادری
۱۳۶۴ - ۱۳۴۵
نام پدر
ابوالحسن
محل تولد
فارس، محله قلعه ملا
سن
19 ساله
تاریخ تولد
۱۰ تير ۱۳۴۵
تاریخ شهادت
۲۶ اسفند ۱۳۶۴
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
در سال ۱۳۴۵، در محله قلعهملا در شهرستان لامرد، در خانوادهای ساده و مذهبی کودکی دیده به جهان گشود که بعدها نامش مایه افتخار خانواده و ماندگار در تاریخ شد.
هنوز دو سال از عمرش نگذشته بود که پدرش را در کشورهای حوزه خلیج فارس از دست داد. پس از آن، روزهای سختی را پشت سر گذاشت و به دلیل مشکلات مالی، همزمان با تحصیل به کار نیز مشغول شد. دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند و تا پایه سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد.
با آغاز جنگ تحمیلی و حمله ارتش عراق به ایران، در حالی که تنها ۱۶ سال داشت، قدم در مسیر جهاد و دفاع از میهن گذاشت. او ورزشکاری چابک و از نظر جسمانی آماده بود و شجاعت و روحیه ایثارگریاش زبانزد بود.
تا پیش از شهادت، پنج بار به جبهه اعزام شد. هر بار که راهی جبهه میشد، جوانان دیگری را نیز به حضور در میدان نبرد تشویق میکرد و بر این باور بود که نباید جبههها خالی بماند و باید تا آخرین توان از انقلاب و آرمانهای آن دفاع کرد.
در جبهه مسئولیتهای مختلفی بر عهده داشت؛ گاهی بهعنوان آرپیجیزن، گاهی امدادگر، گاهی بیسیمچی و گاهی نیز در بخش تدارکات خدمت میکرد. هر مسئولیتی که به او واگذار میشد، با روحیهای داوطلبانه و مسئولانه آن را میپذیرفت و برای انجام وظیفه پیشقدم بود.
در پشت جبهه نیز فعالیتهای انقلابی و فرهنگی خود را ادامه میداد. خود را وقف انقلاب کرده بود، در حسینیه خدمت میکرد و سرپرستی گروه مقاومت محله را بر عهده داشت. همچنین با خواندن نوحه و مرثیه در مراسم عزاداری اهلبیت(ع)، در برگزاری مجالس مذهبی مشارکت فعال داشت. در دوران دبیرستان نیز از اعضای فعال انجمن اسلامی بود و مسئولیت سرپرستی گروه فرهنگی را بر عهده داشت.
سرانجام در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۶۴، همزمان با حماسهآفرینی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر ۸، پس از سالها انتظار برای شهادت، در منطقه عملیاتی فاو بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود دست یافت.
هنوز دو سال از عمرش نگذشته بود که پدرش را در کشورهای حوزه خلیج فارس از دست داد. پس از آن، روزهای سختی را پشت سر گذاشت و به دلیل مشکلات مالی، همزمان با تحصیل به کار نیز مشغول شد. دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند و تا پایه سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد.
با آغاز جنگ تحمیلی و حمله ارتش عراق به ایران، در حالی که تنها ۱۶ سال داشت، قدم در مسیر جهاد و دفاع از میهن گذاشت. او ورزشکاری چابک و از نظر جسمانی آماده بود و شجاعت و روحیه ایثارگریاش زبانزد بود.
تا پیش از شهادت، پنج بار به جبهه اعزام شد. هر بار که راهی جبهه میشد، جوانان دیگری را نیز به حضور در میدان نبرد تشویق میکرد و بر این باور بود که نباید جبههها خالی بماند و باید تا آخرین توان از انقلاب و آرمانهای آن دفاع کرد.
در جبهه مسئولیتهای مختلفی بر عهده داشت؛ گاهی بهعنوان آرپیجیزن، گاهی امدادگر، گاهی بیسیمچی و گاهی نیز در بخش تدارکات خدمت میکرد. هر مسئولیتی که به او واگذار میشد، با روحیهای داوطلبانه و مسئولانه آن را میپذیرفت و برای انجام وظیفه پیشقدم بود.
در پشت جبهه نیز فعالیتهای انقلابی و فرهنگی خود را ادامه میداد. خود را وقف انقلاب کرده بود، در حسینیه خدمت میکرد و سرپرستی گروه مقاومت محله را بر عهده داشت. همچنین با خواندن نوحه و مرثیه در مراسم عزاداری اهلبیت(ع)، در برگزاری مجالس مذهبی مشارکت فعال داشت. در دوران دبیرستان نیز از اعضای فعال انجمن اسلامی بود و مسئولیت سرپرستی گروه فرهنگی را بر عهده داشت.
سرانجام در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۶۴، همزمان با حماسهآفرینی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر ۸، پس از سالها انتظار برای شهادت، در منطقه عملیاتی فاو بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود دست یافت.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
بسم رب الشهداء و الصدیقین
من درتاریخ 28/02/61 است که می خواهم به جبهه حق علیه باطل بروم با این امید که بتوانم با یاری خداوند به سهم خود ضربه ای بر صدامیان وارد آورم . و با سلاحم قلب صدامیان را نشانه بگیرم و با خون ناچیز خود درخت اسلام را که به وسیله خون علی اکبرهای زمان و قاسم ابن الحسن ها پربار شده پربار تر سازم . و نائب امام زمان (عج) خمینی بت شکن که بت های زمان یعنی شاه و ملی گراها و لیبرالها را یکی پس از دیگری شکسته و حالا هم نوبت نوکر حلقه به گوش آمریکا یعنی صدام یزید کافر رسیده به رهبری امام امت و یاری مردم و پشتیبانی الله به زودی مانند دیگر عمال آمریکایی سرنگون خواهد شد .
و اینک پیامی برای خواهران وبرادران : من از شما خواهران و برادران می خواهم که راه این شهیدان که با خون خودشان درخت اسلام را آبیاری کرده اند باید از این خون محافظت کنیم و نگذاریم که منافقین این خونهای عزیزشان را پایمال کنند .اینک پیامی برای مادرم این مادر قهرمان پرور : اینک به تو مادر اگر من شهید شدم برای من هیچ ناراحتی به خودت راه نده و برایم گریه نکن مانند مادر عبدالرضا قادری که برای فرزندش گریه نکرد و حتی خیلی از مادرها و تو هم گریه نکن اگر خواستی گریه کنی در سر قبرم گریه کن و اگر شهید شدم مرا در قبرستان شاه حسن نزدیک قبر شهدای فتح المبین دفن کنید. والسلام محمود قادری
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.