شهید خسرو رستگار

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3
<span style='color: #D05745'>شهید </span>خسرو رستگار
ویرایش

شهید خسرو رستگار

۱۳۶۴ - ۱۳۴۷

نام پدر
حسين
محل تولد
نرمان
سن 17 ساله
تاریخ تولد
۲ ارديبهشت ۱۳۴۷
تاریخ شهادت
۲ اسفند ۱۳۶۴
مشاهده مشخصات کامل

تصاویر

هنوز هیچ سند یا یادمانی ثبت نشده است.

افزودن سند جدید

خاطرات

هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.

ثبت خاطره جدید

فیلم‌ها

هیچ اثر رسانه‌ای برای این شهید ثبت نشده است.

افزودن اثر جدید

زندگی‌نامه

در روستای نرمان از توابع شهرستان مهر و در خانواده ای فقیر و با ایمان دیده به جهان گشود . از همان کودکی به مسائل دینی و اسلامی علاقه زیادی داشت و در همه مراسمات مذهبی شرکت فعالی میکرد .او علاوه بر کتابهای درسی کتابهای غیر درسی و مجلات و روزنامه ها را میخواند و اطلاعات عمومی بسیار خوب در خیلی از زمینه ها داشت . از اعضاء فعال کتابخانه ی محل بود و فعالیتهای اجتماعی خود را از گروه مقاومت آغاز کرد . او اخبار جنگ را از طریق رادیو کوچکی که همراه داشت مرتب دنبال میکرد و نسبت به سرنوشت کشور بسیار حساس بود .
از خصوصیاتش می توان تواضع و فروتنی نام برد فردی بسیار مودب و سربزیر بود . نمازش را به موقع می خواند و تا آنجا که می توانست خدمت به هم نوع خود میکرد .

وصیت‌نامه

((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم ان تنصرالله ینصرکم و یصبت اقدامکم : خداوند را یاری کنید که خداوند شما را یاری می کند . و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاٌ با احیائ عند ربهم یرزقون : کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید . بلکه آنها زنده اند و نزد خدا روزی می خورند با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام ودرود به رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران و با سلام ودرود به شهیدان انقلاب اسلامی از صدر اسلام تا کربلای ایران . وصیت نامه خود را آغاز می کنم . بار خدایا الان که این وصیت نامه را می نویسم سومین وصینامه من است. من می روم در جبهه حق علیه باطل . تا با بعثیان کافر به نبرد کنم . و تا آخرین قطره خونی که در بدن دارم از دین اسلام و قرآن دفاع می کنم و نمی گذارم یک قدم خاکمان در دست بعثیان عراقی بماند . و من میروم تا جای شهید علی زائری و شهید حسن اصغری را پر کنم و نمی گذارم خون این برادران عزیزمان پایمال بشود و بر هر فرد مسلمان واجب است که از اسلام وقرآن دفاع نماید. برخیز ای دلاوران و رزم آوران از اسلام دفاع نمائید. که تا پیروزی نهایی چیزی نمانده است . بشتابید که تا کربلا راهی نیست و رو به طرف الله بروید . که خدا شما را یاری می کند . از پدر و مادرم می خواهم که برای من گریه و زاری نکنید . اگر شما گریه کنید من نارحت می شوم . مادرجان فردای روز قیامت نزد حضرت زینب (ص) رو سفید به در می آیی . و از برادرانم و خواهرانم می خواهم که برای من گریه نکنند. و شکر خدا کنند . دعا بجان امام بنمائید. و از دوستان و رفیقان می خواهم که هدفشان الله باشد . و کار و کوشش همه برای رضای خداوند باشد. و من میروم و ندای ((‌ هل من ناصر ینصرونی )) حسین زمان را لبیک بگویم . تا شاید به آرزیم برسم . ای پدر و مادر اگر من نروم در جبهه حق علیه باطل و با بعثیان کافر بجنگم پس چه کسی برود . به همه واجب است که از اسلام و قرآن دفاع کنند . و اگر من نروم فردای روز قیامت نزد امام چه جوابی بدهم . پس چه کسی برود راه این عزیزان را ادامه دهد . مادر جان همچون کوه استوار باش و اگر میخواهی گریه کنی در جایی بیابانی گریه کن که تا دشمن نشنود. و اگر دشمن بشنود خوشحال می شود. بجای اینکه مردم به شما روحیه بدهند شما به مردم روحیه بدهید . پس چه بهتر که من در این را هدیه شوم . از مردم شریف نرمان می خواهم که مرا حلال کنند . و اگر لیاقت شهید شدن را داشتم و شهید شدم مرا در قبرستان نرمان کنار قبر برادرم حاج علی اکبر مهرنگین بخاک بسپارید . از دوستان و رفیقان می خواهم که را مرا ادامه دهند . والسلام علیکم و رحمه الله برکاته خسرو رستگار بتاریخ 27/09/62

کتاب‌شناسی

هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.

افزودن کتاب جدید