ویرایش
شهید خسرو رستگار
۱۳۶۴ - ۱۳۴۷
نام پدر
حسين
محل تولد
فارس، نرمان
سن
17 ساله
تاریخ تولد
۲ ارديبهشت ۱۳۴۷
تاریخ شهادت
۲ اسفند ۱۳۶۴
تصاویر
افزودنخاطرات
افزودنفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
در روستای نرمان از توابع شهرستان مهر، در خانوادهای فقیر و باایمان دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی به مسائل دینی و اسلامی علاقه فراوانی داشت و در مراسمهای مذهبی حضور و فعالیتی چشمگیر داشت.
علاقه او به مطالعه تنها به کتابهای درسی محدود نمیشد؛ بلکه کتابهای غیردرسی، مجلات و روزنامهها را نیز مطالعه میکرد و به واسطه همین مطالعات، از اطلاعات عمومی خوبی در زمینههای مختلف برخوردار بود. او از اعضای فعال کتابخانه محل به شمار میرفت و فعالیتهای اجتماعی خود را از گروه مقاومت آغاز کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، اخبار جبههها را از طریق رادیوی کوچکی که همیشه همراه داشت دنبال میکرد و نسبت به سرنوشت کشور حساسیت و دغدغه فراوانی داشت.
از ویژگیهای بارز اخلاقی او میتوان به تواضع، فروتنی، ادب و سربهزیری اشاره کرد. نماز خود را بهموقع به جا میآورد و تا آنجا که توان داشت در خدمت به همنوعان و کمک به دیگران میکوشید.
بارها تصمیم گرفت برای دفاع از میهن راهی جبهه شود، اما موفق به اعزام نشد. سرانجام پس از کسب آمادگیهای رزمی در بسیج، با شور و شوق فراوان همراه دیگر جوانان محل راهی میدانهای نبرد شد.
او در مجموع ۹ ماه در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و در کنار دیگر رزمندگان به مبارزه با دشمن پرداخت و در این راه حماسههایی آفرید.
سرانجام در جریان عملیات والفجر ۸ بر اثر بمباران شیمیایی دشمن بهشدت مجروح شد و چند روز بعد، در بیمارستان، به آرزوی دیرینه خود دست یافت و به فیض شهادت نائل آمد.
روحش شاد و یادش جاویدان باد.
علاقه او به مطالعه تنها به کتابهای درسی محدود نمیشد؛ بلکه کتابهای غیردرسی، مجلات و روزنامهها را نیز مطالعه میکرد و به واسطه همین مطالعات، از اطلاعات عمومی خوبی در زمینههای مختلف برخوردار بود. او از اعضای فعال کتابخانه محل به شمار میرفت و فعالیتهای اجتماعی خود را از گروه مقاومت آغاز کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، اخبار جبههها را از طریق رادیوی کوچکی که همیشه همراه داشت دنبال میکرد و نسبت به سرنوشت کشور حساسیت و دغدغه فراوانی داشت.
از ویژگیهای بارز اخلاقی او میتوان به تواضع، فروتنی، ادب و سربهزیری اشاره کرد. نماز خود را بهموقع به جا میآورد و تا آنجا که توان داشت در خدمت به همنوعان و کمک به دیگران میکوشید.
بارها تصمیم گرفت برای دفاع از میهن راهی جبهه شود، اما موفق به اعزام نشد. سرانجام پس از کسب آمادگیهای رزمی در بسیج، با شور و شوق فراوان همراه دیگر جوانان محل راهی میدانهای نبرد شد.
او در مجموع ۹ ماه در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و در کنار دیگر رزمندگان به مبارزه با دشمن پرداخت و در این راه حماسههایی آفرید.
سرانجام در جریان عملیات والفجر ۸ بر اثر بمباران شیمیایی دشمن بهشدت مجروح شد و چند روز بعد، در بیمارستان، به آرزوی دیرینه خود دست یافت و به فیض شهادت نائل آمد.
روحش شاد و یادش جاویدان باد.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
ان تنصرالله ینصرکم و یصبت اقدامکم :
خداوند را یاری کنید که خداوند شما را یاری می کند .
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاٌ با احیائ عند ربهم یرزقون :
کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید . بلکه آنها زنده اند و نزد خدا روزی می خورند
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام ودرود به رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران و با سلام ودرود به شهیدان انقلاب اسلامی از صدر اسلام تا کربلای ایران .
وصیت نامه خود را آغاز می کنم .
بار خدایا الان که این وصیت نامه را می نویسم سومین وصینامه من است. من می روم در جبهه حق علیه باطل . تا با بعثیان کافر به نبرد کنم . و تا آخرین قطره خونی که در بدن دارم از دین اسلام و قرآن دفاع می کنم و نمی گذارم یک قدم خاکمان در دست بعثیان عراقی بماند . و من میروم تا جای شهید علی زائری و شهید حسن اصغری را پر کنم و نمی گذارم خون این برادران عزیزمان پایمال بشود و بر هر فرد مسلمان واجب است که از اسلام وقرآن دفاع نماید. برخیز ای دلاوران و رزم آوران از اسلام دفاع نمائید. که تا پیروزی نهایی چیزی نمانده است . بشتابید که تا کربلا راهی نیست و رو به طرف الله بروید . که خدا شما را یاری می کند .
از پدر و مادرم می خواهم که برای من گریه و زاری نکنید . اگر شما گریه کنید من نارحت می شوم . مادرجان فردای روز قیامت نزد حضرت زینب (ص) رو سفید به در می آیی . و از برادرانم و خواهرانم می خواهم که برای من گریه نکنند. و شکر خدا کنند . دعا بجان امام بنمائید. و از دوستان و رفیقان می خواهم که هدفشان الله باشد . و کار و کوشش همه برای رضای خداوند باشد. و من میروم و ندای (( هل من ناصر ینصرونی )) حسین زمان را لبیک بگویم . تا شاید به آرزیم برسم .
ای پدر و مادر اگر من نروم در جبهه حق علیه باطل و با بعثیان کافر بجنگم پس چه کسی برود . به همه واجب است که از اسلام و قرآن دفاع کنند . و اگر من نروم فردای روز قیامت نزد امام چه جوابی بدهم . پس چه کسی برود راه این عزیزان را ادامه دهد . مادر جان همچون کوه استوار باش و اگر میخواهی گریه کنی در جایی بیابانی گریه کن که تا دشمن نشنود. و اگر دشمن بشنود خوشحال می شود. بجای اینکه مردم به شما روحیه بدهند شما به مردم روحیه بدهید . پس چه بهتر که من در این را هدیه شوم . از مردم شریف نرمان می خواهم که مرا حلال کنند . و اگر لیاقت شهید شدن را داشتم و شهید شدم مرا در قبرستان نرمان کنار قبر برادرم حاج علی اکبر مهرنگین بخاک بسپارید . از دوستان و رفیقان می خواهم که را مرا ادامه دهند . والسلام علیکم و رحمه الله برکاته
خسرو رستگار بتاریخ 27/09/62
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.