ویرایش
شهید محمود کاظمیان
۱۳۶۴ - ۱۳۴۷
نام پدر
عبدالله
محل تولد
فارس، میرملکی
سن
17 ساله
تاریخ تولد
۱ مرداد ۱۳۴۷
تاریخ شهادت
۲۱ بهمن ۱۳۶۴
تصاویر
افزودنخاطرات
افزودنفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
در روستای میرملکی در خانواده ای مذهبی و مومن دیده به جهان گشود . عاشق ولایت و اهل بیت بود . بهمراه پدر در مجالس مذهبی شرکت میکرد . بسیار با وقار و متین بود . .
دوران کودکی و نوجوانی را در کانون گرم خانواده و مردم خون گرم روستا سپری نمود . با شروع مبارزات مردمی بر علیه طاغوت او نیز بهمراه سایر مردم انقلابی در مجالس و تظاهرات شرکت کرد پس از آنکه باغ آرزوهایش شکوفه داد به جمع سبز پوشان سپاه در آمد . در جنگ خانمانسوز عراق علیه ایران از هستی خویش مایه گذاشت و سالهای متمادی در جبهه های غرب و جنوب در کنار سایر دلیرمردان ایران زمین حماسه ها آفرید.
در سال 1360 از ناحیه پا مجروح شد . در همان سال برادرش احمد بشهادت رسید و او سرپرستی خانواده برادرش را برعهده میگیرد و عزم خود را جزم کرده تا ادامه دهنده را برادر باشد .
دوران کودکی و نوجوانی را در کانون گرم خانواده و مردم خون گرم روستا سپری نمود . با شروع مبارزات مردمی بر علیه طاغوت او نیز بهمراه سایر مردم انقلابی در مجالس و تظاهرات شرکت کرد پس از آنکه باغ آرزوهایش شکوفه داد به جمع سبز پوشان سپاه در آمد . در جنگ خانمانسوز عراق علیه ایران از هستی خویش مایه گذاشت و سالهای متمادی در جبهه های غرب و جنوب در کنار سایر دلیرمردان ایران زمین حماسه ها آفرید.
در سال 1360 از ناحیه پا مجروح شد . در همان سال برادرش احمد بشهادت رسید و او سرپرستی خانواده برادرش را برعهده میگیرد و عزم خود را جزم کرده تا ادامه دهنده را برادر باشد .
وصیتنامه
«الموت فی حیاتکم مقهورین والحیاة فی موتکم قاهرین»
زنده بودن در خواری و مذلت مرگ است و مردن در راه آزادی و شرف زندگی است.
امام علی (ع)
سلام بر سرور آزادگان حسین بن علی (ع) و سلام بر خمینی، ریشهکن کننده ظالمین روی زمین و سلام بر نجاتدهندگان قبر شش گوشه امام حسین (ع) و با سلام و درود بر پدر و مادر و خانواده سربلندم.
چند کلمه بعد از خودم بعنوان وصیتنامه بجای میگذارم که مرا یاد کنند و شاید این چند کلمه باعث شد که گروهی را به اندیشه و تفکر وادارد که ما هم اکنون مانند حُرّ بن یزید[ریاحی] که بر سر دو راهی حق و باطل قرار گرفته بود و راه حق و شرف و مردانگی را انتخاب نمود و فرزند زهرا (س) را یاری کرده، بر سر دو راهی قرار گرفتهایم و نکند خدای ناخواسته بخاطر چند روز زندگی بیارزش آنهم در این دنیای پست از یاری حسین زمان و اسلام عزیز و انتخاب راه شرف و آزادگی و عزت سست نشان داده و نادیده بگیریم.
ای برادران عزیز، زندگی کردن یعنی در جبهه بودن و رزمیدن. هلا ای امت اسلامی و ای جوانان غیرتمند به جبهه بروید تا مرگ شما را در رختخواب نگیرد و شما مرگ را به آغوش بگیرید. ای پیرمردها شما دیگر عمر خود را کردهاید بروید و این افتخار را به دست آورید. نگویید که ما نمیتوانیم کار کنیم، کار برای شما هم هست. بروید در جبهه تا شهید شوید و در جلوی امام حسین سرافراز باشید. امام حسین (ع) در همین راه سر و فرزند و زندگی خود را فدا کرد. بروید جهاد کنید و دل از این دنیا نبندید که دنیاپرستان همه رفتند. امام حسین (ع) میفرماید که:
«اَلا لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلّا الجَنّة، فَلا تَبیعوها اِلّا بِها»
(قیمتی جز بهشت نمیتواند در برابر وجود شما باشد؛ وجود خود را بغیر از آن نفروشید.)
و ای برادران شما در جبهه و خواهران در پشت جبهه برزمید و زمینه را برای ظهور حضرت مهدی (عج) آماده کنید و بعد از نمازها برای طول عمر امام و پیروزی رزمندگان اسلام دعا کنید.
حال یک خواهش از شما پدر و مادرم دارم که همیشه شما را نافرمانی کردهام، مرا ببخشید. پدر و مادرم از اینکه موفق شده به جبهه بروم و خدا قبول کند جهادی کرده باشم و در راه هدف مقدسم فدا شوم و از شما تقاضا دارم که در جلو مردم خودتان را ناراحت نکنید. مانند شهادت برادرم احمد مقاوم باشید، همچون کسی که جواب «هل من ناصر ینصرنی» را لبیک گفت و هر کسی که ندای امام امت را جواب مثبت داد، پیروز است و پیروزی هم ناراحتی ندارد و این را باید بدانید که حیات اسلام از وجود ما مسلمانان است و نباید در راه دین از دادن خون مضایقه کنیم و ما خون میدهیم و پیش میرویم تا قلب آمریکا، تا اسلام از خون لبیکگویانو تکبیرگویان قهرمان حیات خویش را پیدا کند.
میروم به جبهه تا در غریبی از دنیا بروم و آنهم از دست دشمن کشته شوم چون امام در غریبی کشته شد و هرغریبی در غریبی بمیرد شهید است و میروم میجنگم تا کشته شوم چرا که امام حسین (ع) در همین راه شهید شد.
در پایان اگر من شهید شدم عوض من قبر امام حسین (ع) را زیارت کنید. والسلام
قسم به اشک تو مادر که مرد جنگ منم
چون روز حادثه شد سختتر از سنگ منم
گمان مبر که من آرام و رام میمیرم
من آتشم که عدو را به کام میگیرم
من آن یلم که به میدان چو شیر غرانم
بروز رزم سلحشور مرد ایرانم
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.