ویرایش
شهید حسین راستگو
۱۳۶۳ - ۱۳۴۸
نام پدر
دادالله
محل تولد
فارس، روستای لاور خشت
سن
14 ساله
تاریخ تولد
۹ خرداد ۱۳۴۸
تاریخ شهادت
۲۸ ارديبهشت ۱۳۶۳
تصاویر
افزودنخاطرات
هنوز هیچ خاطره یا روایتی ثبت نشده است.
ثبت خاطره جدیدفیلمها
هیچ اثر رسانهای برای این شهید ثبت نشده است.
افزودن اثر جدیدزندگینامه
زندگینامه شهید دانشآموز حسین راستگو
شهید حسین راستگو در سال ۱۳۴۸ در روستای لاورخشت، در خانوادهای مؤمن، زحمتکش و مستضعف دیده به جهان گشود. دوران کودکی او در فضایی سرشار از ایمان، محبت و سادهزیستی سپری شد و تا پنجسالگی، نخستین درسهای زندگی را در پرتو تعلیم و تربیت پدر فرا گرفت. از همان سالهای نخست، علاقه به معارف دینی در وجودش نمایان بود و خواندن قرآن کریم را در مکتبخانه روستا آموخت.
حسین پس از رسیدن به سن مدرسه، تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان شهید مختاری آغاز کرد. او دانشآموزی خوشاخلاق، پرتلاش، مسئولیتپذیر و علاقهمند به فراگیری علم و معارف اسلامی بود و همواره با احترام به معلمان و مهربانی با دوستان شناخته میشد. پس از پایان دوره ابتدایی، به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در روستای محل سکونتش، برای ادامه تحصیل راهی استان هرمزگان شد و در مدرسه راهنمایی شهید مفتح بهده به تحصیل پرداخت. دوری از خانواده هرگز او را از تلاش برای کسب علم و رشد معنوی بازنداشت.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز رژیم بعث عراق به میهن اسلامی، روحیه ایثار و مسئولیتپذیری حسین او را آرام نگذاشت. او با مراجعه به بسیج، داوطلبانه برای حضور در جبهههای نبرد اعلام آمادگی کرد. پس از گذراندن دورههای آموزشی، راهی اهواز شد و در بخش امدادگری به خدمت رزمندگان اسلام پرداخت؛ خدمتی که نشان از روحیه نوعدوستی، فداکاری و عشق او به دفاع از اسلام و میهن داشت.
شهید حسین راستگو ۹۵ روز در جبهههای نبرد حضور داشت و سرانجام در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۳، بر اثر اصابت گلوله دشمن در پاسگاه زید به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، نائل آمد و نامش در شمار شهدای سرافراز دفاع مقدس جاودانه شد.
وصیتنامه این شهید والامقام، آیینهای از ایمان، اخلاص و بصیرت اوست. او سخنان خود را با نام خداوند و درود بر حضرت ولیعصر (عج)، امام خمینی (ره) و رزمندگان اسلام آغاز میکند و از خانواده، دوستان و مردم میخواهد در راه اسلام و ولایت استوار بمانند. شهید راستگو از خواهرش میخواهد زینبوار و از برادرش حسینوار راه حق را ادامه دهند و در شهادتش بیتابی نکنند؛ زیرا شهادت را بزرگترین آرزوی خود میدانست.
او با نهایت فروتنی از پدر و مادرش طلب حلالیت میکند و مینویسد که هرچند نتوانسته زحمات آنان را جبران کند، اما به بزرگترین آرزوی زندگی خود دست یافته است. همچنین مردم را به اقامه نماز، روزه، خواندن دعای کمیل، حمایت از امام امت و دعا برای رزمندگان اسلام سفارش میکند و از خانوادهها میخواهد فرزندان خود را از حضور در جبهه باز ندارند.
یکی از بخشهای تأثیرگذار وصیتنامه او، سفارش درباره زیارت مزار شهداست. شهید حسین راستگو از زائران میخواهد پیش از زیارت مزار او، بر سر مزار شهید عبدالله مختاری حاضر شوند؛ زیرا او زودتر از وی به فیض شهادت نائل شده بود. همچنین وصیت میکند که پیکرش در قبرستان شاه حسن و در کنار مزار شهید عبدالله مختاری به خاک سپرده شود.
شهید دانشآموز حسین راستگو با ایمان، اخلاص، فداکاری و روحیه خدمت، درس بزرگی از عشق به خدا، میهن و ولایت برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت. زندگی کوتاه اما پربار او نشان داد که بزرگی انسان به سن و سال نیست، بلکه به ایمان، تقوا، مسئولیتپذیری و آمادگی برای فداکاری در راه ارزشهای الهی است. یاد و نام این شهید والامقام، همواره در دل مردم و دانشآموزان این سرزمین زنده و الهامبخش خواهد ماند.
شهید حسین راستگو در سال ۱۳۴۸ در روستای لاورخشت، در خانوادهای مؤمن، زحمتکش و مستضعف دیده به جهان گشود. دوران کودکی او در فضایی سرشار از ایمان، محبت و سادهزیستی سپری شد و تا پنجسالگی، نخستین درسهای زندگی را در پرتو تعلیم و تربیت پدر فرا گرفت. از همان سالهای نخست، علاقه به معارف دینی در وجودش نمایان بود و خواندن قرآن کریم را در مکتبخانه روستا آموخت.
حسین پس از رسیدن به سن مدرسه، تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان شهید مختاری آغاز کرد. او دانشآموزی خوشاخلاق، پرتلاش، مسئولیتپذیر و علاقهمند به فراگیری علم و معارف اسلامی بود و همواره با احترام به معلمان و مهربانی با دوستان شناخته میشد. پس از پایان دوره ابتدایی، به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در روستای محل سکونتش، برای ادامه تحصیل راهی استان هرمزگان شد و در مدرسه راهنمایی شهید مفتح بهده به تحصیل پرداخت. دوری از خانواده هرگز او را از تلاش برای کسب علم و رشد معنوی بازنداشت.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز رژیم بعث عراق به میهن اسلامی، روحیه ایثار و مسئولیتپذیری حسین او را آرام نگذاشت. او با مراجعه به بسیج، داوطلبانه برای حضور در جبهههای نبرد اعلام آمادگی کرد. پس از گذراندن دورههای آموزشی، راهی اهواز شد و در بخش امدادگری به خدمت رزمندگان اسلام پرداخت؛ خدمتی که نشان از روحیه نوعدوستی، فداکاری و عشق او به دفاع از اسلام و میهن داشت.
شهید حسین راستگو ۹۵ روز در جبهههای نبرد حضور داشت و سرانجام در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۳، بر اثر اصابت گلوله دشمن در پاسگاه زید به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، نائل آمد و نامش در شمار شهدای سرافراز دفاع مقدس جاودانه شد.
وصیتنامه این شهید والامقام، آیینهای از ایمان، اخلاص و بصیرت اوست. او سخنان خود را با نام خداوند و درود بر حضرت ولیعصر (عج)، امام خمینی (ره) و رزمندگان اسلام آغاز میکند و از خانواده، دوستان و مردم میخواهد در راه اسلام و ولایت استوار بمانند. شهید راستگو از خواهرش میخواهد زینبوار و از برادرش حسینوار راه حق را ادامه دهند و در شهادتش بیتابی نکنند؛ زیرا شهادت را بزرگترین آرزوی خود میدانست.
او با نهایت فروتنی از پدر و مادرش طلب حلالیت میکند و مینویسد که هرچند نتوانسته زحمات آنان را جبران کند، اما به بزرگترین آرزوی زندگی خود دست یافته است. همچنین مردم را به اقامه نماز، روزه، خواندن دعای کمیل، حمایت از امام امت و دعا برای رزمندگان اسلام سفارش میکند و از خانوادهها میخواهد فرزندان خود را از حضور در جبهه باز ندارند.
یکی از بخشهای تأثیرگذار وصیتنامه او، سفارش درباره زیارت مزار شهداست. شهید حسین راستگو از زائران میخواهد پیش از زیارت مزار او، بر سر مزار شهید عبدالله مختاری حاضر شوند؛ زیرا او زودتر از وی به فیض شهادت نائل شده بود. همچنین وصیت میکند که پیکرش در قبرستان شاه حسن و در کنار مزار شهید عبدالله مختاری به خاک سپرده شود.
شهید دانشآموز حسین راستگو با ایمان، اخلاص، فداکاری و روحیه خدمت، درس بزرگی از عشق به خدا، میهن و ولایت برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت. زندگی کوتاه اما پربار او نشان داد که بزرگی انسان به سن و سال نیست، بلکه به ایمان، تقوا، مسئولیتپذیری و آمادگی برای فداکاری در راه ارزشهای الهی است. یاد و نام این شهید والامقام، همواره در دل مردم و دانشآموزان این سرزمین زنده و الهامبخش خواهد ماند.
وصیتنامه
((وصـیت نامه ))
بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم
بسم رب الشهداء و الصدیقین
با درود و سلام به پیشگاه ولی عصر امام زمان (عج) و نایب برحق او امام خمینی و سلام و درود بر رزمندگان جبهه های نور علیه ظلمت که قاطعانه بر علیه صدامیان کافر می جنگند . و درود بر پدران و مادرانی که چنین فرزندانی را تربیت کرده و به جبهه های می فرستند .
تو ای خواهرم زینب وار و تو ای برادرم حسین وار بکوش در مرگم ناراحت نباشید و برایم گریه نکنید . زیرا هر قطره اشکی که از چشم شما به زمین بریزد باعث خوشحالی دشمن می شود. و از برادرم میخواهم سنگر مرا خالی نگذارد و به جبهه بروند . و در جبهه علیه مشرکان بجنگند.
تو ای پدر و مادرم اگر چه من لیاقت آن را نداشتم که مزد زحمات شما را بدهم . شما مرا حلال کنید. که من به آرزوی دیرینه خود رسیدم .
وصیتی با مردم شهید پرور دارم که دست از خواندن دعای کمیل و نماز و روزه بر ندارند. و امام امت را تنها نگذارند.
از کسانیکه برای زیارت قبر شهداء به آنجا می آیند . اول قبر شهید عبدالله مختاری را زیارت کنند و بعد قبر من را . زیرا او زودتر از من شهید شد. و به آرزوی دیرینه خود رسید.
مرا در قبرستان شاه حسن کنار قبر شهید مختاری به خاک بسپارید . و از عموم مردم می خواهم که مرا حلال کنند. امام و رزمندگان را دعا کنید . از رفتن فرزندانتان به جبهه خوداری نکنید . والسلام
حسین راستگو
کتابشناسی
هیچ کتابی درباره این شهید ثبت نشده است.
افزودن کتاب جدیدراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد کلیک کنید.